تقيه قصايد و قطعات بسيار دارد كه همه فصيح و آبدار است حافظ زكى الدّين ابو محمد عبد العظيم المنذرى گويد تقيه قصيدهء خمريه باسم ملك مظفر تقى الدّين انشا نموده و در آرايش بزم نشاط و بساط انبساط و اقداح راح و لهو و ارتياح مبالغت كرد تقى - الدّين گفت تقية در عهد صبى اين احوال و اطوار فراگرفته است تقيه اين حرف بشنيد قصيدهاى در رزم بنظم آورد كه دقايق امور حربيه را حاوى بوده و در عصمت و طهارت ذيل خود اقامه دليل نموده و مدلل ساخته كه در كليه فنون شعر ماهر و در سخنسرائى مبسوط اليد و قادر است
ولادت تقيه در محرم سال 505 هجرى در دمشق بوده و در اوايل شوال سال 579 وفات كرده و ارمناز قريهء بوده در بر شام و تقيه منسوب بان دهكده مىباشد و صاحب خيرات حسان ذيلى براى كتاب خيرات نوشته در حرف التاء قصيدهاى از تقية الارمنازية نقل كرده كه در مدح حافظ سلفى گفته كه بعض آن اشعار اين است
أعوامنا قد أشرفت أيّامها * و علا على ظهر السّماك خيامها
و الرّوض متبسّم بنور إباحة * لمّا بكى فرحا عليه غمامها
و النّرجس الغضّ الّذي أحداقه * ترنو فيفهم ما تقول خزامها
و الورد يحكي و جنّة محمّرة * الخلّ من فرط الحياء لثامها
و شقائق النّعمان في وجناته * خالات مسك خالها رقامها
و بعد از اكمال تشبيب شروع بمدح حافظ السلفى نمود
يا صاح قم لسعادة قد أقبلت * و تنبّهت بعد الكريّ نوامها
و أجمع خواطرنا ليجلي فكرنا * لمّا تجرّد للقريض حسامها
مدح الإمام على الأنام فريضة * فخر الأئمة شيخها و همامها
الحافظ الحبر الّذي شهدت له * أرض العراق بفضله و شئامها
و آخرين قصيده را طورى خوب گفته كه شخص از لطافت و رشاقت اوايل آن را فراموش مىنمايد