مدح كرد ايشان را بسبب اينكه صله رحم كردهاند و در وصف ايشان فرموده
( وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ )
يعنى اهل بهشت آنچنان جماعتى باشند كه صلهء رحم مىنمايند و پيوند مىنمايند چيزى را كه خداى تعالى فرمان داده است به پيوند آن و آنان كسانى باشند كه از خداى تعالى ترسان و از روز جزا خائف و هراسان هستند .
سپس فرمود اى سالمه همانا خداوند متعال خلع كرد بهشت را و آن را خوشبو گردانيد و بوى آن تا دو هزار سال مىرود و نمىشنود بوى آن را عاق والدين و قطعكنندهء رحم .
و اين حسن افطس حسن بن على اصغر بن امام زين العابدين است و او را افطس مىگفتند چون روى بينى او مقدارى فرورفته بود و قامتى بلند داشت كه او را رمح آل ابى طالب مىگفتند و هنگامى كه محمد نفس زكيه خروج كرد در مدينه اين افطس صاحب رايت بيضا بود ابو الحسن عمرى گفته صاحب رايت صفراء نفس زكيه بود چون زكيه بقتل رسيد حسن افطس مخفى گرديد تا هنگامى كه امام صادق عليه السّلام بعراق آمد و ابو جعفر منصور را ملاقات كرد فرمود اى امير المؤمنين مىخواهى كه به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم احسانى كرده باشى گفت بلى يا ابا عبد اللّه فرمود از پسر عمت حسن افطس درگذر منصور گفت از او گذشتم و حسن افطس را فرزندان بسيار است كه بطنا بعد بطن در جلد متعلق باحوال امام زين العابدين از ناسخ مذكور است .
سبيعة الاسلمية
بنت الحارث ، شيخ در رجال خود او را از صحابيات شمرده و همچنين ابن عبد البر و ابن منده و ابو نعيم و شوهر او سعد بن خوله بود كه در حجة الوداع وفات كرد از او حامله بود و بعد از وفات شوهر بفاصلهء چند شب وضع حمل او شد و به وضع حمل عدهء او سرآمد ولى عدهء وفات بجاى خود هست و اين عبارت مامقانى بترجمهء مشار اليها كه مىفرمايد و حلت للا ازواج و تبين هذا الحكم فى حقها ) حقير مطلب را نفهميدم