تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧

حرف السين

ساقى بيگم

دختر سلطان محمد خدابنده اين زن در حكومت و سلطنت و حكمرانى و لشكركشى و كشورگيرى داستان طولانى دارد در آل مغول وحيده و بىهمتا بوده با شيخ حسن صغير در سنه 739 سكه بنام او زدند و شيخ حسن كبير سلطنت ساقى بيكم را گردن نهاد . ( مجلة المقتطف ) و اين سلطان محمد خدابنده همان است كه به بركت علامهء حلى شيعه شد قصهء او مشهور است و بنا بر نقل زينة المجالس بعد از پنج برادر بر تخت سلطنت نشست در تبريم در سنه 703 بيست و سال پادشاهى كرد و در عدل و رعيت‌پرورى در ميان سلاطين مغول پادشاهى مثل او نبود چندانكه توانست دين اسلام را تقويت كرد و بر يهودى و نصارى جزيه مقرر كرد و فرمان كرد در جميع ممالك خطبه بنام دوازده امام بخوانند ولادتش در سنهء 680 بوده در شب عيد رمضان سنه 723 دنيا را وداع گفت . و در سنه 738 ساقى بيكم بر تخت سلطنت نشست به تعيين شيخ حسن كوچك در تبريز و با همديگر متوجه سلطانيه شدند و با شيخ حسن بزرك قصه‌ها دارد كه در اينجا نقل آن به طول انجامد .

سالمه جاريهء حضرت صادق ( ع )

شيخ طوسى بسند خود از اين سالمه روايت مىكند كه فرمود من در نزد حضرت صادق عليه السّلام بودم در حال احتضار كه حال اغماء پيدا كرد چون به حال خود آمد فرمود بدهيد بحسن بن على بن الحسين الافطس هفتاد اشرفى و بدهيد بفلان و فلان فلان مقدار سالمه مىفرمايد من گفتم عطا مىكنى بر مردى كه حمله كرد بر تو با كارد و نشست در كمين تو با حربه و مىخواست ترا بكشد فرمود مىخواهى من از آن كسان نباشم كه خدا
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 317 | شيخ ذبيح الله محلاتى