هم نقص نيست چون در واقع همهء اين كارها باجازهء امير المؤمنين بوده كه مردم راه بكوچهء اسلام نزديك بنمايند و اگر مراد فضل بن شاذان اين است كه ابن مسعود قائل بامامت آنها بوده و آنها را مستحق خلافت مىدانسته اين معارض و مردود است بوجوهى :
اول فرمايش علم الهدى در شافى كه مىفرمايد لا خلاف بين الامه فى طهارة ابن مسعود و فضله و ايمانه و انه مات على حالة محمودة .
دوم نيز علم الهدى و فضل بن شاذان فى الايضاح و ديگران روايت كردند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود هركه مىخواهد مسرور بشود كه قرآن را تر و تازه همان قسمى كه نازل شده است قرائت كند بر قرائت ابن مسعود قرائت بنمايد . و اين مدح بسيار بزرگى است از براى ابن مسعود .
سوم آنكه عبد اللّه بن مسعود از آن دوازده نفرى بود كه بر ابى بكر اعتراض كردند و ابن مسعود گفت اى معشر قريش قد علمتم و علم خياركم ان اهل بيت نبيكم اقرب الى رسول اللّه ص منكم و ان كنتم انما تدعون هذا الامر بقرابة رسول اللّه و تقولون ان السابقة لنا فأهل بيت نبيكم اقرب الى رسول اللّه منكم و اقدم سابقة منكم و على بن ابى طالب صاحب هذا الامر بعد نبيكم فاعطوه ما جعله اللّه له و لا ترتدوا على اعقابكم فتنقلبوا خاسرين .
در اين جمله ابن مسعود مىفرمايد اى جماعت قريش شما مىدانيد و اخبار و صاحبان بصيرت شما هم مىداند كه اهل بيت پيغمبر شما برسول خدا نزديكتر از شما است و اگر شما بدعوى قرابت با رسول خدا خلافت را مضبوط داشتيد و مىگوئيد ما سابقين اولين هستيم همانا اهل بيت رسول خدا از شما اسبق و اقدم سابقة مىباشند و اينك على بن ابى طالب صاحب اين امر است بعد از پيغمبر شما ، پس حق او را به او رد كنيد و مرتد نشويد و بطريق قهقرى بسوى ضلالت و گمراهى منقلب نگرديد .
اكنون چگونه باوركردنى است كه صاحب اين مقالات خود عدول بنمايد و بامامت حضرات قائل بشود و خلافت آنها را حق بداند .
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 259
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص٢٥٩