تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
از براى سيد رضى و التماس كرد كه ديوان شعر خود را نسخه كند و براى او بفرستد و بعرض ايشان مكرر رسانيده بود كه در اين ديار ديوان شما نقل مجلس گرديده و مردم عاشق‌اند كه آن را زيارت كنند بالاخره سيد رضى قدس سر فرمان داد تا تمام ديوان او را استنساخ كردند و براى او فرستادند و چون در شهر رمضان در سنه مذكوره فوت شد چون خبر وفات او به سيد رضى رسيد قصيدهء غرائى در مرثيه او انشا كرد و آن قصيده در ديوان خود سيد موجودست و بعض از آن قصيده اشعار ذيل است
نغالب ثم تغلبنا الليالى * و كم يبقى الرمى على النبال هى الايام جائرة القضايا * و ملحقة الاواخر بالاوالى لسيف الدولة العربى فيها * لقد ضمن النجابة للسخال قصاير فى بيوت العز تنمى * عطول الجيد حالية الفعال كان خدورها اصداف يم * محصنة ضممن على اللآلى عمائر من ربيعة انزلتهم * اعالي المجد اطراف العوالى كقومك لا يعيد الدهر قوما * و مثل ابيك لا تلد الليالي الخ

58 ام ايمن

در جلد ثانى ترجمهء او گذشت

59 ام ايوب [ صحابيه ]

چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هجرت بمدينه فرمود سران قبيله اوس و خزرج هريك مىخواسته‌اند آن حضرت را به منزل خود ببرند و بمهار ناقه آن حضرت چسبيدند حضرت فرمود او را بگذاريد كه ماموره است ناقه همه جا آمد تا بدر خانهء ابو ايوب انصارى خوابيد ابو ايوب مادر خود را ندا كرد كه اى مادر در را بگشا كه سيد بشر و گرامىترين ربيعه و مضر محمد مصطفى و رسول مجتبى تشريف آورد زوجهء ابو ايوب رحل آن حضرت را به خانه كشيد و مادر ابو ايوب نابينا بود بيرون دويد و گفت وا حسرتاه چه بودي اگر من ديده مىداشتم