53 ام اوفى العبدية
در ثمار القلوب ثعالبى صاحب كتاب اليتيمه ص 204 طبع 1326 گفته كه ام اوفى العبدية بر عايشه داخل شد و گفت اى مادر مؤمنان چه مىگويى در حق زنى كه فرزند كوچك خود را بقتل رسانيده عايشه گفت اين زن مستحق آتش جهنم است ام اوفى گفت طفل بسيار كوچك بوده عايشه گفت فرق نمىكند مستوجب آتش جهنم است ام اوفى گفت چه مىگويى در حق زنى كه فرزندان بزرك خود را كه عدد آنها از الوف متجاوز است بقتل رساند عايشه فهميد كه تعريض بر اوست كه سى هزار نفر را در جنك جمل بكشتن داد گفت دور كنيد از من اين دشمن خدا را و قبيله عبد القيس همه شيعه بودند ( اعيان الشيعة )
54 الاميرة عزيزه دختر احمد بن محمد بن عثمان التونسى
از زنان شهيرهء عصر خود بوده در فضل و دانش و جود و احسان و تقوى و پرهيزكارى در نيمهاى قرن يازدهم هجرت زندگانى مىكرده است پدرش عنايت تامى بتربيت او داشت تا اينكه احكام دين را كاملا آموخت و قرآن را حفظ فرمود و آداب و اصول تربيت منزل را به او تعليم داد تا هنگامى كه رفتن به خانه شوهرش رسيد او را تزويج كرد بيكى از عظماء بلد معروف بحموده پاشا المرادى چون به سفر حج رفت هنگامى كه مراجعت كرد آنچه از غلام و كنيز داشت همه را در راه خدا آزاد كرد و ما يملك خود را وقف نمود براى وجوه بريه كه مقداري از آن صرف بيمارستان بشود و مريضخانه بنا كرد باسم مستشفى الصادقى و اراضى حاصلخيزى وقف نمود براى او كه مخلد بماند و عقارى بسيار مهم وقف نمود كه حاصل و منافع آن را صرف آزاد كردن غلام و كنيز بنمايد و فديه اسري بدهند و اقطاعى وقف كرد كه حاصل و منافع آن را صرف ختنه كردن اطفال فقراء و شوهر دادن دختران يتيم و امثال آن بنمايند در سنهء هزار هشتاد هجري وفات كرد و در مقابل مدرسه شماعيه داخل شهر تونس به خاك سپرده شد ( شهيرات التونسيات )