يا رسول اللّه براى چه دختر عموى ما بين مشركين در مكه بوده باشد پس امير المؤمنين او را حمل بمدينه فرمودند زيد بن حارثه عرض كرد من احق باويم چون رسول خدا بين من و بين حمزه عقد اخوت بسته امير المؤمنين ع فرمودند او دختر عموى من است و من او را از ميان مشركين مكه بمدينه آوردم من اولى هستم بسرپرستى او جعفر بن ابى طالب گفت من اولى هستم چون خالهء او اسماء در خانه من است و خاله بجاى مادر است رسول خدا گفته جعفر را تصديق كرد فرمود جعفر راست مىگويد خاله بجاى مادر است و او احق است ( طبقات ابن سعد )
عسقلانى در اصابه گويد چون امامه بمدينه آمد از قبر پدرش پرسش كرد حسان بن ثابت چون اين بدانست قصيدهاى انشا كرد منها قوله
تسئل عن قرن « 1 » هجان « 2 » سميدع « 3 » * لدى الباس مغوار الصياح جسور
فقلت لها ان الشهادة راحة * و رضوان رب يا امامه غفور
دعاه إله الخلق ذو العرش دعوة * الى جنة فيها رضي و سرور
سپس رسول خدا امامه را تزويج كرد بسلمه فرزند امالمؤمنين ام سلمه و فرمود هل جزيت سلمه يعنى سلمه مادرش ام سلمه را به رسول خدا تزويج كرد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به پاداش اين خدمت امامه را بسلمه تزويج كرد
و از ذيل المذيل طبري چنين منقولست كه امامه بعد از رسول خدا زنده بسود و از آن حضرت روايت دارد .
38 امامه بنت امير المؤمنين ع
از تاريخ او خبرى در دست نيست
هامش
( 1 ) القرن بكسر القاف و الراء الكفو في الشجاعة
( 2 ) الهجان ككتاب الكريم الطرفين
( 3 ) سميدع السيد الكريم الشريف الشجاع )