تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
خواب بيدار شد گفت پدرم حسين ع در كجا است اين ساعت او را بخواب ديدم اهل بيت سخت پريشان شدند زنان و كودكان جمله در گريه افتادند و فغان از ايشان برخواست يزيد خفته بود از خواب بيدار شد پرسيد اين ناله و شيون چيست خبر بردند كه حال چنين است گفت برويد و سر پدرش را ببريد در كنار او بگذاريد چون آن سر مقدسرا بياوردند و در كنار او نهادند پرسيد اين چيست گفته‌اند مقصود تو در ميان اين طبق است آن دختر بترسيد و فرياد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسليم كرد و بعضى اين خبر را بوجهى ابسط نقل كرده‌اند و مضمونش را يكى از اعاظم بنظم درآورده و آن اشعار از قرار ذيل است و در اين مقام به همين اشعار اكتفا مىشود .
يكى نوغنچه اى از باغ زهرا * بجست از خواب نوشين بلبل‌آسا بافغان از مژه خوناب مىريخت * نه خونابه كه خون ناب مىريخت بگفت اى عمه بابايم كجا رفت * بد اين دم در برم ديگر كجا رفت مرا بگرفته بد اين دم در آغوش * همىماليد دستم بر سر و گوش بناگه گشت غايب از بر من * ببين سوز دل و چشم تر من حجازي بانوان دل‌شكسته * بگرداگرد آن كودك نشسته خرابه جايشان با آن ستمها * بهانه طفلشان سربار غمها ز آه و ناله و وز بانك افغان * يزيد از خواب بر پا شد هراسان بگفتا كين فغان و ناله از كيست * خروش گريه و فرياد از چيست بگفتش از نديمان كى ستمگر * بود اين ناله از آل پيمبر يكى كودك ز شاه سربريده * در اين ساعت پدر در خواب ديده كنون خواهد پدر از عمه خويش * وز اين خواهش جگرها را كند ريش چه اين بشنيد آن مردود يزدان * بگفتا چاره كار است آسان سر بابش بريد اين دم به‌سويش * چه بيند سر برآيد آرزويش همان طشت و همان سر قوم گمراه * بياوردند نزد لشكر آه
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 310 | شيخ ذبيح الله محلاتى