بشوند و شب در صحرا نمانند و آن آتش را نارقرى گويند و اگر احيانا فصل زمستان باشد .
و باد بتندى بوزد كه بههيچوجه آتش افروختن ممكن نشود كلاب حى را در اطراف قبيله متفرق كرده به ستونهاى خيمه محكم مىبندند تا آن سگها متوحش شده بشدت بانك بزنند و از بناح كلاب عزبا و گمشدگان بصحرا راهى پيدا كرده نجات يابند و بر ايشان وارد شده ميهمان شوند . )
از اولاد ائمه ع چند نفر را كه كريم و سخى نوشتهاند در حق هيچيك از آنها اين صفت نار القرى افروختن را ذكر نكردند مگر در حق شاهزادهء اعظم على اكبر عليه السلام و تحقيق اين مقام و سائر شرائف اخلاق اين شبيه پيغمبر را در كتاب فرسان ذكر كردهام
آيا ام ليلى زمين كربلا بوده
تاكنون از كتب تواريخ و مقاتل چيزى بدست نيامده فقط در اشعار شعرا فارسى و عربي بسيار ديده شده كه از هم ديگر تقليد كردهاند و اين قابل اصغا نيست اگر آن مخدره در زمين كربلا بود لا بد ذكرى از او در كتب مقاتل و تواريخ مىشد بلكه حيوة او و لو در مدينه نيز جايى ديده نشده فقط شنيدم از مرحوم ميرزا هادى خراسانى مورخ در نجف اشرف هنگامى كه در پاى منبر او بودم كه ايشان از اغانى ابو الفرج اصفهانى نقل مىكرد كه مردى از اعراب بر شترى سوار وارد مدينه گرديد عبورش بمحلهء بني هاشم افتاد از خانهاى صداى شيون و ناله بلند بود شترى كه آن عرب سوار بود از شنيدن آن ناله در خانه زانو بر زمين زد و خوابيد مرد عرب در خانه آمد استفسار حال آن نالهكننده نمود كنيزكى عقب درآمد او را گفت اين نالهكننده كيست كه ناله او در حيوان تاثير كرده گفت اين نالهكننده ام ليلى است كه از وقعه كربلا تاكنون از شيون و ناله آرام نگرفته اين نقل اگر حظى از صحت داشته باشد آن مخدره تا بأن وقت حيوة داشته و آن مرحوم مطلب را مفصلتر از اين بيان كردند و العلم عند اللّه و زبان حالى