تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
مىخواند بنوعى كه مروان با آن قساوت قلب گريه مىكرد و اشك‌هاى خود را با دستمال پاك مىنمود و هنگامى كه زنها او را ام البنين مىگفته‌اند و تسليت مىدادند اين ابيات را انشا كرد .
لا تدعوني و يك ام البنين * تذكرنى بليوث عرين كانت بنون لى ادعى بهم * و اليوم اصبحت و لا من بنين اربعة مثل نسور الربى * قد واصلوا الموت بقطع الوتين تنازع الخرصان اشلاءهم * و كلهم امسوا صريعا طعين فليت شعرى أ كما اخبروا * بان عباسا قطيع اليدين
يعنى اى زنان مدينه ديگر مرا ام البنين نخوانيد و مادر شيران شكارى ندانيد مرا فرزندانى بود كه بسبب آنها مرا ام البنين مىگفته‌اند و اكنون صبح كردم كه ديگر براى من فرزندي نيست چهار باز شكارى داشتم كه آنها را نشانهء تير كردند و رگ وتين آنها را قطع نمودند و دشمنان با نيزه‌هاى خود ابدان طيبه آنها را از هم متلاشى كردند و و شام كردند در حالى كه همه آنها به روى خاك با جسد چاك‌چاك افتادند اىكاش مىدانستم آيا چنين است كه مرا خبر دادند باينكه دستهاى فرزندت قمر بنى هاشم را از تن جدا كردند . و نيز در ابصار العين ابيات ذيل را بام البنين نسبت داده است
يا من راى العباس كر * على جماهير النقد و و راه من ابناء حيد * ر كل ليث ذى لبد أنبئت ان ابنى اصيب * برأسه مقطوع يد و يلى على شبلى و مال * برأسه ضرب العمد لو كان سيفك فى * يديك لما دنى منه احد
حاصل مضمون دلخراش اين ابيات آنكه اى كسى كه فرزند عزيز من عباس را ديده‌اى كه با دشمن در قتال است و آن فرزند حيدر كرار پدروار حمله مىافكند و فرزندان ديگر على مرتضى كه هريك شير شكاري هستند در پيرامون او قتال مىدهند آه