حسدتمونا ويلا لكم على ما فضلنا اللّه عليكم .
فما ذنبنا ان جاش دهرا بحورنا * و بحرك ساج لا يوارى الدعاء مصا
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه ذو الفضل العظيم و من لم يجعل اللّه نورا فماله من نور . )
قال فارتفعت الاصوات بالبكاء و قالوا حسبك يا بنت الطيبين فقد احرقت قلوبنا و انضجت نحورنا و اضرمت اجوافنا فسكتت عليها و على ابيها و جدها السلام
و بهركه مىخواهد عطا مىفرمايد و آن را كه از نور خود بخشى ندهد هرگز از مضيق ظلمت نرهد چون فاطمه سخن بدينجا آورد مردم بهاىهاى بگريستند و بانك برداشتهاند كه اى دختر طيبين دلهاى ما را پاره ساختى و جگرهاى ما را به آتش حزن و اندوه بسوختى پس فاطمه خاموش گرديد .
فاطمه بنت الحسين و مجلس يزيد
در ترجمهء عليا مخدره زينب سبق ذكر يافت كه شامى اشاره كرد بفاطمه بنت الحسين عليهما السلام و گفت ايها الامير اين جاريه را به من ببخشيد كه در آن حال ناله فاطمه بلند شد و بدامن عمهاش زينب چسبيد و گفت اى عمه بفريادم برس درد يتيمى مرا بس نبود حتى استخدم إلى آخر آنچه در ترجمه عليا مخدره زينب ع سبق ذكر يافت
و در آخر جلد اول منتهى الآمال مىنويسد كه كميت شاعر قصيدهاى در مدح اهل بيت گفته بود بنى هاشم درهم و دينار بسيار از براى او جمع كردند حتى زيور زنان را ولى كميت قبول نكرد و به خدمت فاطمه بنت الحسين ع شرفياب شد أن مخدره قدحى سويق براى كميت آورد و فرمود كميت شاعر ما اهل بيت است سپس كميت از آن سويق آشاميد فاطمه آنگاه امر فرمود سى دينار و مركبى بكميت دادند كميت بگريست و گفت سوگند ياد كرد كه قبول نخواهم كرد من با شما به جهت دينار دوستى نگردم و شعر براى گرفتن صله انشا ننمودم .
ام كلثوم بنت عبد اللّه بن جعفر
والده ماجدهاش عليا مخدره زينب بنت امير المؤمنين عليه السلام است