تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
حضرت سيد الشهداء او را تزويج كرد بقاسم بن محمد بن جعفر بن ابى طالب ع كه پسر عموى او بود ابن شهرآشوب در مناقب حديث كند كه امام حسن مجتبى خطبه كرد عايشه دختر عثمان بن عفان را مروان رضا نداد و او را بعبد اللّه بن زبير تزويج كرد چون مدتى از اين قضيه گذشت معاويه فرستاد نزد مروان كه ام كلثوم دختر عبد اللّه بن جعفر را براى يزيد خطبه بنمايد مروان اين خبر را بعبد اللّه حكايت كرد عبد اللّه بن جعفر فرمود اختيار اين دختر بدست خالوي او حضرت حسين است صبر كن تا او حاضر شود هرچه بفرمايد قول او مطاع و امر او لازم الاتباع است چون حضرت حسين شرف حضور حاصل نمود و در مجلسى كه جمعى از بزرگان مدينه بودند جلوس فرمود مروان ابتدا بسخن كرده گفت معاويه مرا وكيل كرده است كه ام كلثوم دختر عبد اللّه بن جعفر را تزويج به يزيد بنمايم بهر مهرى كه پدرش راضي بشود بلغ ما بلغ و ديگر آنكه دين پدرش عبد اللّه را ادا كنيم و ديگر بين بنى هاشم و بنى اميه مخاصمت بمسالمت انجامد و صلح بين اين دو قبيله حاصل گردد و من مىدانم آن مقدار كه مردم به يزيد غبطه مىبرند بيشترند از كساني كه بشما غبطه مىبرند همانا كفوى است يزيد كه او را كفوى و نظيرى نباشد بوجهه يستقى الغمام چون مروان سخن بپاى برد حضرت سيد الشهداء فرمود ( الحمد للّه الذي اختارنا لنفسه و ارتضانا لدينه و اصطفانا على خلقه اى مروان اينكه گفتى مهر او را اين مقداري كه پدرش راضي بشود ما هرگز از سنت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تجاوز نخواهيم كرد در اهل بيت خود و آن مهر السنة چهارصد و هشتاد درهم است . و اما اينكه گفتى مع قضاء دين ابيها ما اهل بيت رسول خدا كدام وقت قروض خود را از مهر زنان خود ادا كرده‌ايم كه اكنون اين كار بنمائيم و اما اينكه گفتى با صلح ما بين القبيلتين همانا عداوت ما با شما به جهت دين است نه به جهت دنيا و ما دين را به دنيا مصالحه نخواهيم كرد همانا اين مسئله نسب قريبه در او تأثير ندارد چه جاى سبب كه مصاهرت بوده باشد . و اما اينكه گفتى عجب است كه از براى مثل يزيد كسى طلب مهر بنمايد هرآينه