مريم بنت عمران سوم خديجهء كبرى چهارم هاجر مادر اسماعيل يا ساره زوجه ابراهيم و آن زن كه پيراهن خونآلود بدست گرفته و در قيام و قعود زنان اقتفا به دو كنند سيدهء نساء فاطمه زهرا سلام اللّه عليها است چون اين بشنيدم بنزد او دويدم فقلت لها يا جدتاه قتل و اللّه ابى و اوتمت اين وقت فاطمه مرا دربر كشيد و بگريست و ديگر زنان بگريستهاند و گفتهاند اى فاطمه خداوند ميان تو و يزيد حكومت خواهد كرد و داد خواهد داد .
پس روى با من آورد ( و قالت كفى صوتك يا سكينه فقد قطعت نياط قلبى هذا قميص ابيك الحسين لا يفارقنى حتى القى اللّه ) چون اين حديث بخاتمه رسيد يزيد را اندوه ندامت ختام خاموشي بر دهان زد -
وفات سكينه و مدفن او
در صدر عنوان مذكور شد كه عليا مخدره روز پنجشنبه پنجم ربيع الاول 117 دنيا را وداع گفت و در مدينه مدفون گرديد .
در اعيان الشيعة بترجمه او گويد خالد بن عبد اللّه بن الحارث بن الحكم والى مدينه بود چون از او اجازهء نماز بر جنازه عليا مخدره سكينه خواستهاند همى كار بمماطله مىكرد و غرض او اين بود كه چون هوا كرم بود بدن آن مخدره نتن بشود سيد الساجدين فرمان كرد تا سى دينار عطريات گرفتهاند و در پيرامون آن نعش مبارك به كار بردند .
و در ناسخ گويد گاهى كه عليا مخدره سكينه بسراى جاويدان تحويل داد خالد بن عبد الملك حاكم مدينه بود كسى به دو فرستادند و اجازت خواستهاند كه جنازه را حمل دهند خالد در پاسخ گفت بباشيد تا من حاضر شوم و به دو نماز گذارم بنى هاشم آن نعش مبارك را در موضع مصلى بنهادند و در پيرامون او بنشستند و از بامداد تا هنگام غروب آفتاب انتظار بردند از خالد خبرى نرسيد ببودند تا نماز عشا بگذاشتهاند و شب از نيمه درگذشت و مردم را خواب فروگرفت لاجرم برخواستهاند گروهگروه نماز بگذاشتهاند و طريق انصراف گرفتهاند محمد بن عبد اللّه محض كه معروف است