بود بعد از رسول خدا با شكيك چون سيل جارى به صورت من متراكم باشد و هرگز خشك نشود و اين سوز ناله و آه ساكن نگردد .
كلمات ام كلثوم با ابن زياد
در ناسخ گويد چون زينب سلام اللّه عليها در مجلس ابن زياد سخن او پايان يافت چنانچه ذكر شد در ترجمه او ام كلثوم بسخن آمد فرمود .
يا ابن زياد ان كان قرت عينك بقتل الحسين فقد كانت عين رسول اللّه قرت برؤيته و كان يقبله و يمص شفتيه و يحمله هو و اخوه على ظهره فاستعد غدا للجواب
در اين جمله مىفرمايد اى پسر زياد اگر تو بقتل حسين چشم تو روشن گرديد هرآينه چشم رسول خدا بديدار او خورسند مىشد و همى حسين را مىبوسيد و لبهاى او را مى مكيد و او را در آغوش مىكشيد و گاهى بر دوش خود سوار مىنمود او را با برادرش حسن پس مهيا شو كه فرداى قيامت ببين جواب رسول خدا را چه خواهى داد
منع كردن ام كلثوم صدقه اهل كوفه را
مسلم جصاص گفت مردم كوفه را ديدم كه بر اطفال اهل بيت عليهم السلام رقت كردند و از در بام نان و خرما به ايشان بذل مىنمودند و كودكان مأخوذ مىداشتهاند و بر دهان مىگذاشتهاند ام كلثوم آن نانپارهها را و جوز و خرما را از دست و دهان كودكان مىربود و مىافكند پس بنك بر اهل كوفه زد و فرمود يا اهل الكوفة ان الصدقة علينا حرام اى اهل كوفه دست از بذل اين اشيا باز گيريد كه صدقه بر ما اهل بيت روا نيست و مخفى نماناد كه صدقهء واجبه بر اهل بيت عليه السّلام حرام است لكن ام كلثوم عليها سلام عموم صدقات را مكروه مىداشت على الخصوص به اين ذلت و خوارى بالجمله زنان كوفيان بر ايشان زارزار مىگريستند و اين وقت ام كلثوم سر از محمل بيرون كرد فقالت لهم يا اهل الكوفة تقتلنا رجالكم و تبكينا نسائكم فالحاكم بيننا و بينكم اللّه يوم فصل القضاء
فرمود اى اهل كوفه مردان شما مردان ما را مىكشند و زنان شما بر ما گريه مىكنند در فرداى قيامت خداوند متعال بين ما و شما حكم خواهد فرمود