تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦
گوزگانى به من پيوست و در آنجا قصيدهء دربارهء خويشتن گفتم : لما عظمت فليس مصر واسعى * لما غلا ثمنى عدمت المشترى ( كتاب زندگانى و كار انديشه و روزگار بو سينا ، بقلم ابن سينا ص 63 ) ابو عبيد الله عبد الواحد گوزگانى گويد : اينست آنچه شيخ به زبان خود براى من آورده است و ازاين‌پس من باحوال او گواهى مىدهم : در گرگان مردى بود كه او را ابو محمد شيرازى مىگفتند و دوستدار اين دانشها بود و وى در همسايگى خود براى شيخ سرائى خريد و در آنجا فرودش آورد و من هر روز با او آميزش داشتم و مجسطى مىخواندم و منطق را مىگفت مىنوشتم و مختصر الاوسط در منطق را بر من املا كرد و ( كتاب المبدا و المعاد ) و كتاب ( الارصاد الكلية ) را براى ابو محمد شيرازى گرد آورد و در آنجا كتابهاى بسيار گرد آورد . . . . سپس برى و از آنجا بقزوين و از آنجا بهمدان رفت و بوزارت شمس الدوله رسيد و پس از چندى باصفهان رفت و در مجلس علاء الدوله اكرام و اعزاز فراوان يافت و در آنجا بيمار شد و بمعالجهء خود پرداخت . . . سپس علاء الدوله آهنگ همدان كرد و شيخ با او رفت و بيمارى در راه برگشت تا اينكه بهمدان رسيد و دانست كه نيروى وى از ميان رفته و نمىتواند بيمارى را چاره كند . در درمان كردن خود كوتاه آمد و مىگفت مدبرى كه در بدن تدبير مىكرد از تدبير فروماند و ديگر درمان سودمند نيست و چند روز بدين حال ماند و سپس نزد خداى خويشتن رفت و عمر وى 53 سال بود و مرگ وى در 428 بود و ولادتش