نه مرا دل است به هيچكس * نه به جنتم بهجز أو هوس
چه بود مرا بدرون نفس * طلبم وصال محمدي
دل غمرسيده ورنج تن * شده از فراق نصيب من
كه قرار راحتم از بدن * شده در خيال محمدي
تو كجا حزينهء بىضياء * ومديح سرور أتقياء
كه كشيده صف همه أنبياء * بصف نعال محمدي
ولها في وصف علي بن أبي طالب عليه السلام بنحو التخميس :
اي دل بدان كه منشأ كون ومكان على است * شاهنشه سرير زمين وزمان على است
أستاذ بزم مجمع كروبيان على است * ركن طريقت شه پيغمبران على است
منظور حق ز ما حصل كن فكان على است * امّ القرى ويثرب وبطحا ومصر وشام
هند وهرات وديلم وروس وارس تمام * إيران وروم ومشرق ومغرب على الدوام
چشم نيازشان بدر اوست صبح وشام * اميدوارى همه خلق جهان على است
شد خلقت سماء وزمين را على سبب * فرمان دهد بسال ومه وآن وروز وشب
مأمور امر أو اجل وراحت وتعب * قاضي بود به محكمهء حكم عدل ربّ
قسمت كن جحيم ورياض جنان على است