تا شده كشف الغطا ز روى محمد * كون ومكان شد مكين بكوى محمد
نور مه وآفتاب وثابت وسيار * پرتوى از عارض نكوى محمد
روشني روز از آن طليعه ورآمد * ظلمت شب از سواد موى محمد
خيل نبيين وأوصياء وملائك * جملة سراسر در آرزوى محمد
يوسف شارق لقا اگر بتواني * يك نظر افكن بماه روى محمد
جنت وفردوس وعدن وكوثر وطوبى * شمّهء از حسن خلق وخوي محمد
نار وجحيم وصديد وصقر وزقوم * نيست مگر لايق عدوي محمد
روز قيامت رميم عظم جهان را * زنده نمايد خدا ببوي محمد
خلق تمامي به عرضگاه برآيند * از همه جانب به جستجوى محمد
گر به بهشت آورند عالميان را * دل همه را مىكشد بسوى محمد
لذتي از شربت رحيق نيابي * روزيت ار گردد از سبوي محمد
از فزع أكبر وصراط چه پروا * نوشي اگر قطرهء ز جوي محمد
تراجم أعلام النساء — صفحة 77
مساهمون: الشيخ محمد حسين الأعلمي
ص٧٧