وقالت في وصف امامنا الحسن المجتبى عليه السلام :
يا رب اين طلعت غرا كه درين انجمن است * گل بستان كه درين سرو كدامين چمن است
شد جوان از نفسش بار دگر عالم پير * دروديوار جهان در هوسش نغمهزن است
نه ربيع است كه از پرتوت باد بهار * دامن دشت همه پر ز گل وياسمن است
بىخود از خود شده بودم ز عجب كاين چه ضيا است * خردم گفت كه اين جلوه ز حسن حسن است
زينت دوش نبي زيب ده عرش برين * انكه در زير كسا چارم از آن پنجتن است
قوت جان على ميوهء قلب زهرا * كه برادر بشه تشنهء خونينبدن است
حاش للّه كه توانم به مديحش دم زد * من كجا لايق اين رتبه كجا حد من است
اى بسا قدر شرافت كه بفرمان خدا * جانشين أسد اللّه شه صفشكن است
امد از صلح وى اين ملت بيضا بصلاح * ورنة شد منفصم اين عروه كه ركن ز من است
نعت أو گفته خداوند بقرآن مجيد * بكلام اللّهش أو نسبت چون روح وتن است
راكب دوش نبي بود بسي ليل ونهار * حامل بار امامت بدل ممتحن است