تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تراجم أعلام النساء — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
وزر عظيم وسياه نامهء أمت * عفو نمايد به آبروى محمد از عمل خود مكن هراس حزينه * تا به لبت هست گفتگوى محمد
ولها في وصفه صلّى اللّه عليه وآله بطرز آخر :
چو شد از أزل همه كن فكان * نمى از فضال محمدي كه خداش گفته بهر زمان * صفة خصال محمدي ز صفّي ونوح وخليل هم * ز كليم وخضر دليل هم رسد از خداى جليل هم * صلوات آل محمدي همه ما سوى ز وجود أو * شده بود جمله ز بود أو غم دل رود بسرود أو * ز لب بلال محمدي تو كه يوسفي وصبيح گل * اگرت هوا بود اين بدل كه ز حسن خويش شوي خجل * بنگر جمال محمدي ز تأخّرش تو عيان ببين * كه مقدم آمده مرسلين كه بياورند همه يقين * خبر از جلال محمدي نشود اگر شه انس وجان * كه عطا كند به جهانيان كه زمين وصفحهء اسمان * ندهد مجال محمدي بنگر هدى ودليل را * بنگر شفيع وكفيل را سخن خداى جليل را * شنو از مقال محمدي رخ يوسفي ز جمال أو * يد بيضوي ز خصال أو دم عيسوي ز بلال أو * همه از كمال محمدي چو بر آستانهء أو جبين * بنهي ز روى صفا ببين بصفات جملهء مرسلين * همه را ز حال محمدي
تراجم أعلام النساء — صفحة 78 | الشيخ محمد حسين الأعلمي