Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 424

Contributors:

P.424
كند وشك در نبوت حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله داشته باشد هفدهم حد كسى كه تصديق نمايد دعوى آن كسى را كه دعوى پيغمبرى كند هجدهم حد مسلمانى كه ساحر باشد وسحر كند نوزدهم حد كسى كه با زن شخصي زنا كند چه شوهر را كشتن أو جايز است ودر اين كشتن كفاره بر أو لازم نيست اما اگر به حسب شرع زناى أو را ثابت نسازد قصاص بر أو لازم است بيستم حد مرتد فطرى يعنى مردى كه پدر أو مسلمان باشد وأو كافر گردد بيست ويكم حد مرتد ملى يعنى مردى كه پدر أو كافر باشد وأو مسلمان شود وبعد از اسلام كافر گردد چه أو را توبه بايد فرمود وتا سه روز مهلت بايد داد پس اگر مسلمان نشود أو را بايد كشت واگر اينچنين شخصي سه مرتبه توبه كند وباز كافر شود در مرتبه چهارم أو را بايد كشت ومرتد شدن يا بقول است چون گفتن چيزى كه دلالت بر كفر أو كند يا به فعل است چون سجده كردن بت ودر نجاست انداختن مصحف به قصد استهزا واستخفاف وشروط مرتد ملى وفطرى چهار است أول آنكه بالغ باشد چه اگر طفلى مرتد شود تعزيرش مىكنند دوم آنكه عاقل باشد چه مرتد شدن ديوانه را تعزير لازم است سيم آنكه مختار باشد چه اگر به اكراه أو را مرتد سازند چيزى بر أو لازم نيست چهارم آنكه قصد داشته باشد پس اگر بي قصد از أو واقع شود چيزى بر أو لازم نيست وتوبه مرتد فطرى به حسب ظاهر مقبول نيست وتصرفات أو چون هبه وعتق وتدبير ووصيت صحيح نيست وزن أو في الحال عده وفات نگاه مىدارد واگر چه به أو دخول نكرده باشد بر قول أقوى وميراث خوار تركه أو را ميانه خود قسمت مىكنند واگر چه أو را نكشته باشند واگر زن مرتد شود أو را نمىتوان كشت بلكه حبس مخلد بايد كرد ودر أوقات نماز أو را بايد زد ولباس خشن در أو پوشانيد تا آنكه توبه كند يا بميرد ومرتد ملى را توبه بايد داد واگر از توبه كردن امتناع نمايد أو را بكشند واين مرتد را تا نكشند ورثه أو ميراث أو را قسمت نمىكنند وتصرفات أو صحيح نيست تا آنگاه كه مسلمان نشود وزن أو عده طلاق نگاه مىدارد نه عده وفات پس اگر در عده طلاق توبه كرد همان زن اوست واگر بعد از عده توبه كرد زن أو نيست وتوبه مرتد آنست كه اقرار كند به آنچه اقرار كرده بود ونماز كردن أو كافى نيست واگر بعد از مرتد شدن ديوانه شود كشتن أو جايز نيست وولديت أو به سبب مرتد شدن ساقط مىشود پس نمىتواند كه دختر صغير خود را جهت ديگرى عقد كرد يا جهت پسر صغير خود زنى خواست وهمچنين كنيز خود را به شوهر نمىتواند داد