مختلف باشد يا يكى از آنها پس اگر نصيب ميت ثاني بر ورثه ايشان منقسم شود هر دو مسألة
از مسأله أولى منقسم مىگردد مثل آنكه زنى بميرد وشوهرى وچهار خواهر پدرى داشته
باشد آنگاه شوهر بميرد وپسرى ودو دختر بگذارد فريضة أولى هشت است حصه شوهر
چهار است وبر ورثه أو منقسم مىشود واگر منقسم نشود پس اگر نسبت ميانه نصيب
ميت ثاني وسهام ورثه أو توافق باشد وفق فريضة ثانيه را ووفق نصيب را در فريضة
أولى ضرب مىكنند مثل آنكه كسى بميرد وپدرى ومادرى وپسرى داشته باشد بعد از
آن پسر بميرد واز أو دو پسر ودو دختر بماند فريضة أولى شش است نصيب پسر چهار
است وسهام ورثه أو شش وميانه سهام ورثه ورؤس ايشان توافق به نصف است سه را
در شش ضرب مىكنند هجده مىشود واگر تباين باشد فريضة ثانيه را در أولى ضرب مىكنند
چون پدرى ومادرى وپسرى باشد وپسر بميرد ودو پسر ويك دختر از أو بماند فريضة أولى
شش است وحصه پسر چهار است وسهام ورثه أو پنج وميانه رؤس وسهام ايشان
تباين است پنج را در شش ضرب بايد كرد سى مىشود واگر يكى از ميراث خوار ميت ثاني
پيش از قسمت بميرد عمل واحد است وهمچنين اگر فرض كثرت تناسخ كند مطلب
ششم در لواحق ميراث ودر آن چهار فصل است فصل أول
در ميراث جماعتى كه به يك دفعه در دريا غرق شوند يا ديوارى بر سر ايشان افتد وهمه بميرند
از يكديگر ميراث مىبرند به چهار شرط شرط أول آنكه هر يك مال داشته باشد
چه ميراث در مال است پس اگر در ميانه ايشان كسى باشد كه مال نداشته باشد
ميراث نمىبرد واز أو ميراث نمىبرند شرط دوم آنكه از يكديگر ميراث برند
پس اگر از يكديگر ميراث نبرند مثل آنكه دو برادر غرق شوند ويكى از ايشان را فرزندى
باشد چه برادر با وجود فرزند ميراث نمىبرد شرط سيم آنكه تقديم وتأخير
مردن هر يك بر ديگرى مشخص نباشد چه اگر تقديم وتأخير مشخص باشد مقدم
ميراث نمىبرد شرط چهارم آنكه مردن ايشان به سبب غرق يا هدم
باشد پس اگر دو كس به يك دفعه به اجل خود بميرند ميراث از هم نمىبرند وبعضي از مجتهدين
برآنند كه هر سببي كه باعث اشتباه شود اين حكم دارد وبعضي از ايشان گفته اند كه اگر
جماعتى را در آتش اندازند يا بكشند از يكديگر ميراث مىبرند وهر گاه اين چهار شرط
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 411
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٤١١