Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 374

Contributors:

P.374
فرع بگويند كه گواه باشيد بر آنكه ما گواهيم كه فلان شخص نزد فلان كس مبلغى دارد دوم آنكه گواهان فرع اين قول را از گواهان أصل در حضور حاكم شرع بشنوند سيم آنكه آنكه گواهان فرع اين قول را در غير مجلس حاكم شرع از گواهان أصل بشنوند ودر قسم سيم ميانه مجتهدين خلاف است أقرب آنست كه مسموع است وگواهان در قسم أول چنين اداى شهادت كنند كه گواه گرفته اند ما را فلانيان ودر قسم دويم شنيديم در مجلس حاكم شرع كه فلانيان گواهى دادند ودر قسم سيم شنيديم كه فلانيان چنين مىگفتند باب هفدهم از كتاب جامع عباسى در اقرار كردن ووصيت نمودن ودر آن دو مطلب است مطلب أول در اقرار كردن وآن بر دو قسم است اقرار به حق كردن واقرار به خويش كردن ودر آن چند فصل است فصل أول در اقرار به حق كردن وشروط آن چهارده است أول آنكه اقرار كننده بالغ باشد چه اقرار غير بالغ صحيح نيست اما اقرار به بلوغ به احتلام با امكان آن صحيح است بدون گواه وقسم اما اگر اقرار به بلوغ به سال كند در اين صورت تا به گواه ثابت نسازد مقبول نيست دوم آنكه عاقل باشد چه اقرار ديوانه صحيح نيست واگر ديوانگى أو دورى باشد اقرار أو در حالت غير ديوانگى صحيح است سيم آنكه اقرار را به چيزى معلق نسازد چون موت زيد وشهادت عمرو پس اگر معلق سازد صحيح نيست وصحيح است اقرار كردن به صيغه عربى وفارسي وغير آن چهارم آنكه قصد اقرار كند چه اقرار كسى كه قصد نداشته باشد چون مست وخفته وسهو كننده وغلط كننده صحيح نيست وبعضي از مجتهدين گفته اند كه اگر مستى مست به سبب خوردن غير حرامى باشد اقرارش صحيح است وبه اقرار خود مواخذ است پنجم آنكه اقرار كننده آزاد باشد چه اقرار بنده به آنچه تعلق به مولى دارد از نفس أو ومال أو صحيح نيست بلكه آنچه اقرار به مال از أو واقع مىشود برو لازم است كه بعد از آزاد شدن از عهده آن بيرون آيد اما اگر بنده از آقا مأذون باشد در تجارت كردن وآنچه بدان متعلق است پس اگر اقرار به چيزى از أو واقع شود كه متعلق به تجارت باشد صحيح است وهمچنين صحيح است اقرار أو به چيزى كه غير مال باشد چون طلاق زوجه ششم آنكه مختار باشد پس اقرار كسى كه أو را به اكراه بر آن دارند صحيح نيست هفتم