Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 371

Contributors:

P.371
وگواه تا آنكه نسب شخصي را وعين أو را نشناسند گواهى جهت أو نمىتواند داد پس انتساب أو كافى نيست چه تزوير ممكن است واگر حال آن مرد بر گواه مجهول باشد ودو عادل حال أو را بر أو مشخص كنند صحيح است فصل سيم در بيان تفصيل حقوقى كه به گواهان عادل ثابت مىشوند وآنها بر نه قسم اند قسم أول آنكه به گواهى چهار مرد عادل ثابت مىشود وآنها سه چيزند أول زنا دوم لواطه سيم سحق قسم دوم آنكه به گواهى چهار مرد عادل يا سه مرد ودو زن ثابت مىشود وآن زنائى است كه موجب رجم است چه آن به گواهى سه مرد ودو زن كه همه عادل باشند نيز ثابت مىشود قسم سيم آنكه به گواهى چهار مرد عادل يا دو مرد وچهار زن ثابت مىشود وآن زنائى است كه موجب جلد است چه آن به گواهى دو مرد وچهار زن نيز ثابت مىشود قسم چهارم آنكه به گواهى دو مرد عادل ثابت مىشود وآن بيست ودو چيز است أول مرتد شدن دوم به زنا نسبت دادن زنان سيم خوردن هر چه مست كننده باشد چهارم حد كسى كه دزدى كرده باشد پنجم زكات ششم خمس هفتم نذر هشتم كفارات نهم مسلمان شدن دهم بالغ شدن يازدهم ولأي عتق دوازدهم تعديل جرح سيزدهم عفو كردن از قصاص چهار دهم طلاق پانزدهم عده زنان شانزدهم خلع هفدهم وكالت هجدهم وصيت كردن به شخص غير مال نوزدهم نسبت بيستم ديدن ماه هر گاه در آسمان ابر باشد بيست ويكم دخول كردن با حيوان بيست ودوم كشتن آدمي كه موجب قصاص باشد يعنى به عمد كشته باشد قسم پنجم آنكه به گواهى دو مرد عادل يا يك مرد ودو زن يا يك مرد با قسم ثابت مىشود وآن هر چيزيست كه مال باشد يا غرض از أو مال باشد وآن هجده چيز است أول دين وفرض دوم غصب سيم قراض چهارم بيع پنجم صلح ششم اجاره هفتم مزارعه هشتم مساقات نهم شركت دهم رهن يازدهم وعده كردن در بيع دوازدهم وصيت به مال سيزدهم خيارات چهاردهم شفعه پانزدهم فسخ عقد كردن شانزدهم گرفتن مال كتابت هفدهم هبه معوضه هجدهم كشتن كه موجب ديت باشد وديت جراحتها وهمچنين كشتن پدر پسر خود را وكشتن مسلمان كافر را يا آزاد بنده را چه در اين صورتها ديت ثابت مىشود وخلاف است ميانه مجتهدين كه آيا آزادى ونكاح وقصاص به اين قسم گواهان ثابت مىشود يا نه أقرب