Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 376

Contributors:

P.376
وگفته اند كه حاكم شرع ايشان را به فروختن آنها جبر مىكند يازدهم آنكه آن كسى كه براي أو اقرار مىكند مىبايد كه أو را صلاحيت آن باشد كه مالك چيزى تواند شد پس اگر اقرار كند به آزادى جهت غلام كسى صحيح نيست وهمچنين اگر اقرار به فضله انسان يا پوست مرده كند مگر آنكه پوست را جهت حلال داننده مرده اقرار كند چه در اين صورت صحيح است واگر اقرار كند جهت شخصي بحبه از گندم يا پوست جوزي لازم است كه به آن كس بدهد واگر چه آن را مال نگويند دوازدهم آنكه آن چيزى ملك اقرار كننده باشد پس اگر گويد كه ملك من از فلان است صحيح نيست سيزدهم آنكه چيزى باشد كه احكام اقرار دادن جارى باشد پس اگر كسى را به حسب شرع ثابت شده باشد كه چيزى بر أو وقف كرده باشند وأو آن چيز را به جهت غيرى اقرار كند صحيح نيست چهاردهم آنكه چيزى كه اقرار به آن مىكند مىبايد كه در دست أو باشد پس اگر اقرار به مال غير كند صحيح نيست فصل دوم در اقرار كردن به خويشى بودن بدان كه شروط اقرار به خويشى كردن زيادة بر آنچه مذكور شد سه چيز است أول ممكن باشد الحاق اقرار به مقر به پس اگر اقرار كند به بنوت معروف به نسبت يا به بنوت بزرگتر از خود يا مساوى به خود يا كمتر از خود كه عادت بر آن جارى باشد باطل است وهمچنين باطل است نسبت اقرار به كسى كه شرعا ممنوع باشد چون ولد الزنا وولد اللعان واگر چه در اين صورتها فرزند ميراث نمىبرد واگر اقرار كند كه اين ولد نيست از زنا خلاف است كه اقرار به اين از قبيل تعقيب اقرار به منافى است كه قبول نمىكند وأول آن را قبول مىكند دوم تصديق مقر به در غير ولد صغير ومجنون ومست چه در صغير انكار اعتبار ندارد واگر چه بعد از بلوغ باشد واگر دو شخص يا بيشتر تصادق كنند بر نسب غير ولد چون اخوت صحيح است وتعدى نمىكند از مصادقات به ورثه ايشان سيم عدم منازعت در نسب پس اگر دو كس در فرزندى نزاع كنند اعتبار به گواه است واگر عم اقرار كند به برادرى مال ميت را به برادر مىدهند واگر زوجه اقرار كند به ولدى وبرادران تصديقش كنند مال را به فرزند مىدهند واگر تكذيبش كنند زيادة از هشت نصيب خود را به أو مىدهند واگر برادران گويند كه فرزندى هست وزوجه منكر باشد آنچه زيادة از ربع است برادران به أو مىدهند واگر فرزند به فرزند ديگر اقرار كند نصف را