حلال است چه ايشان فلس دارند واما آن بيست قسم حرام أول سگ برى وبحرى دوم
خوك برى وبحرى سيم گربه أهلي ووحشى چهارم همه درنده ها چون شير وگرگ وپلنگ
وپارس وكفتار وروباه وخرگوش وشغال وآنچه بدينها ماند پنجم موش أهلي
وصحرائى وسوسمار ششم خز وسنجاب وسمور وفنگ هفتم حشرات چون مار وعقرب
وخسفار ومگس وكك وپشه وشپش وغير آنها هشتم حيواني كه عادت به خوردن فضله
آدمي كرده باشد چه أو حرامست تا آنكه أو را مدتي استبرأ كنند يعنى اگر آن حيوان
شتر باشد چهل روز أو را ببندند وعلف پاك بدهند واگر گاو باشد بيست روز
وبعضي از مجتهدين در گاو نيز چهل روز گفته اند وبعضي از ايشان سى روز واگر
گوسفند باشد ده روز وبعضي از مجتهدين در گوسفند بيست روز گفته اند
وبعضي يك هفته واگر مرغ خانگى باشد سه روز واگر ما هي باشد يك روز
واگر أردك باشد پنج روز وبعضي سه روز گفته اند ودر بعضي روايات شش روز
واقع شده واگر غير آنها باشد واجبست كه آن مقدار ايشان را ببندند وعلف دهند كه آن
اسم از ايشان بر طرف شود نهم حيواني كه گوشت أو را خورند چون گوسفندى كه به شير
خوك پرورده شود وآنقدر شير بخورد كه استخوان أو سخت گردد حرام مىشود
وهر چه از أو بزايد نيز حرامست دهم حيواني كه گوشت أو را خورند وبه أو شخصي وطى
كند چو آن حيوان ونسل أو حرامست وواجب است سوزانيدن آن حيوان چنانچه زود
باشد كه در بحث حدود مذكور شود واگر اينچنين گوسفندى در ميان كله مشتبه شود
آن كله را دو قسم كنند وقرعه بزنند تا آنكه يكى بماند يازدهم هر مرغ پرنده كه مخلب يعنى
چنگال داشته باشد چون باز وچرخ وعقاب وشاهين وباشه وغير اينها دوازدهم
كلاغ با جميع اقسام أو سواي كلاغى كه در زراعت مىباشد وزاغى كه خاكسترى
رنگ است كه اين هر دو مكروه است سيزدهم خفاش وطاووس وبعضي اين هر دو را
مكروه مىدانند چهاردهم مرغى كه أو را نشانه تير مىسازند تا آنكه مىميرد وهمچنين
حيواني كه مجروحش سازند وبگذارند تا بميرد پانزدهم ما هي اى كه فلوس نداشته
باشد چون جرى وما هي اى كه در آب مرده باشد وهر گاه ما هي مرده به ما هي زنده مشتبه
شود بعضي از مجتهدين برآنند كه آن را در آب اندازند اگر بر پشت افتد حرامست واگر
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 333
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٣٣٣