Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 252

Contributors:

P.252
شرع مىتواند فروخت واگر استعانت از غير ممكن بوده وأو از مال خود نفقه كرده رجوع نمىتواند كرد وآنكس كه أو را بر گرفته نمىتواند كه بي اذن حاكم نفقه خود را از مال طفل برداشت مگر به احتياج وقول قول بردارنده طفل است با قسم در قدر نفقه كه معروف است وهمچنين قول قول اوست در أصل نفقه ودر تقصير نكردن واگر طفل تلف شود أو ضامن نيست مگر با تقصير در محافظت أو واگر كسى دعوى نمايد كه طفل فرزند من است وثابت سازد به أو ملحق مىشود واگر طفل بعد از آنكه بالغ شود انكار كند فرزندى وى را اعتبار ندارد وعاقله أو امام است هر گاه كسى ميراث خوار وضامن جريره أو نباشد پس ديت خطاى أو بر امام است وحكم كرده مىشود به آزادى أو اگر كسى دعوى بندگى أو كند چه أصل در هر كس آنست كه آزاد باشد واگر بنده أو را بكشد بنده را در عوض أو بايد كشت اما اگر آزادى أو را بكشد أو را در عوض أو نمىتوان كشت چه احتمال دارد كه طفل بنده باشد واگر كسى زخمى بر أو زند مىرسد أو را كه بعد از بالغ شدن بر أو زخم زند يا ديت گيرد قسم دوم حيوان وآن را ضاله گويند وآن هر حيواني است ضايع كه در دست كسى نباشد واگر أو را برندارند ضايع شود وبرداشتن أو مكروه است وآنچه در أحاديث وارد شده است در نهى برداشتن أو محمول است بر آنكه بردارنده به قصد تمليك بردارد چه اگر به آن قصد بردارد حرامست وشيخ طوسي در كتاب مبسوط برداشتن أو را مخصوص حاكم شرع دانسته وسنت است برداشتن حيواني كه اگر برندارند تلف شود ودر غير آبادانى جهت نگاه داشتن اما اگر در آبادانى بردارد حرامست ودر اين صورت ضامن آنست واگر نفقه بدهد أو را رجوع بر مالك نمىرسد سواي گوسفند كه آن را مىتوان بر داشت ومخير است در اين صورت ميانه نگاهداشتن أو ودادن به حاكم شرع ودر اين صورت اگر تلف شود ضامن نيست واگر گوسفند را در صحرائى كه آب نباشد بگيرند خوردن آن في الحال حلال است به اجماع مجتهدين وضامن است قيمت آن را هر گاه صاحب آن پيدا شود وشتر وگاو را نمىتواند گرفت اگر صحيح باشند يا در موضعي باشند كه آب وگياه باشد پس اگر در اين صورتها بگيرد ضامن مىشود وبرئ الذمة نمىشود مگر به دادن آنها به حاكم يا به صاحب آن واگر رها كند برى الذمة