Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 251

Contributors:

P.251
مالك شرط تفاوت ميانه ايشان كرده باشد واگر در مقدار آنچه مالك قرار داده يا در جنس آن نزاع كنند هر دو سوگند خورند وثابت مىشود آنچه كمتر باشد از اجرت بر آنچه دعوى بر آن مىكنند مگر آنكه مالك زيادة از أجرة المثل را دعوى كند چه در اين صورت زيادة متعين است واگر در أصل جعاله نزاع كنند قول قول مالك است فصل نهم در لقطه وآن برداشتن چيزيست كه اگر بر ندارند ضايع شود واين بر سه قسم است قسم أول انسان وآن را لقيط ومنبوذ وملقوط گويند وآن هر طفل ضايعى است كه كسى نداشته باشد كه أو را بزرگ كند ومحافظت أو نمايد زيرا كه اگر كسى داشته باشد كه حاكم شرع أو را بر نفقه أو جبر تواند كرد چون پدر يا جد يا آقا در غلام جبر كردن أو لازم است وبر داشتن أو واجب كفائي است هر گاه از تلف شدن أو ترسند وبعضي از مجتهدين اين را سنت مىدانند واگر دو كس يا زيادة بر سر برداشتن طفل نزاع كنند سابق أولى است واگر به يك دفعه بردارند آنكس كه از شهر باشد أولى است به محافظت از آنكه از دهكده باشد آنكس كه در دهكده باشد أولى است از كسى كه در صحرا منزل داشته باشد وهمچنين أولى است مالدار از مفلس وظاهر العدالة از مجهول الحال واگر در جميع آنچه مذكور شد مساوى باشند قرعه بزنند نام هر كدام كه بيرون آيد از آنكس است وشروط آن كسى كه لقيط را بر مىدارد سه چيز است أول آنكه بالغ وعاقل باشد دوم آنكه آزاد باشد چه برداشتن غلام بي اذن آقا صحيح نيست مگر در وقتي كه از تلف شدن طفل بترسد وكسى ديگر سواي أو نباشد چه در اين صورت واجبست بر غلام برداشتن أو سيم آنكه مسلمان باشد هر گاه طفل مسلمان باشد يعنى در دار الاسلام افتاده باشد يا در دار الحرب به آنكه در أو مسلمانى باشد وبعضي از مجتهدين اسلام را شرط نمىدانند چه مىگويند چه غرض از التقاط محافظت است وآن در كافر نيز ممكن است وبعضي از مجتهدين شرط عدالت در بردارنده كرده اند ونفقه طفل اگر مال داشته باشد از مال اوست واگر نداشته باشد استعانت به سلطان جويند واگر ممكن نباشد بر مسلمانان واجبست بذل نفقه أو واگر ايشان نباشند يا ندهند كسى كه آن طفل را برداشته است اگر از مال خود بدهد وقصد كند كه رجوع نمايد جايز است وبعضي از مجتهدين رجوع را جايز نمىدانند وبعضي ديگر گفته اند كه اگر طفل غلام باشد جهت نفقه كه به أو داده أو را با احتياج به اذن حاكم