Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 250

Contributors:

P.250
آنكه زدن نشانه ممكن باشد پس اگر ممكن نباشد چون زدن از پانصد زراع راه صحيح نيست فصل هفتم در اقسام غلبه در تير انداختن وآن بر سه قسم است أول مبادرت مثل آنكه گويد هر كس پنج تير از جمله بيست تير بيشتر بزند أو سابق است وعوض مال از اوست پس اگر يك از ايشان پنج تير از جمله ده تير بزند وديگرى چهار تير از جمله ده تير بزند أول سابق است واكمال در اين صورت لازم نيست دوم مخاطه يعنى كم كردن آنچه برابر زنند مثل آنكه گويد هر كه پنج تير از بيست تير بزند سابق است پس اگر هر دو پنج تير از ده تير بزنند طرح مىنمايد يعنى مىاندازند تا بيست كامل شود سيم مفاضله مثل آنكه گويند هر كدام بيشتر از بيست تير بزند يكى يا دو يا سه أو سابق است وسبق در رمايه باطل مىشود به مردن اندازنده وآيا به مردن أسب دواننده باطل مىشود يا وارث أو أسب مىدواند در آن خلاف است فصل هشتم در جعاله وآن مالي است كه شخصي جهت آوردن غلام گريخته يا چارواى ياغى شده يا عملي تعيين مىكند وشروط آن پنج است أول ايجاب وآن هر لفظي است كه دلالت كند بر آنچه مذكور شد دوم قبول فعلى چون لفظي در جعاله لازم نيست سيم آنكه بالغ وعاقل وجايز التصرف باشند چهارم آنكه عامل را تحصيل آن عمل ممكن باشد پنجم آنكه عمل چيزى باشد كه صحيح باشد اجاره گرفتن جهت آن وتعيين عمل وعوض شرط نيست پس اگر بگويد هر كس بنده گريخته مرا بر گرداند نصف أو يا عوض آن از أو باشد جايز است اما اگر عوض را مشخص سازد ذكر قدر آن شرط است وبا جهالت منصرف به أجرة المثل مىشود وبعضي از مجتهدين گفته اند كه اگر گريخته را از شهري كه مالك أو در آنست بياورد يك مثقال طلا مىگيرد واگر از غير آن شهر برگرداند چهار مثقال ومستند اين قول حديثي است ضعيف اما مشهور وأصح آنست كه منصرف به أجرة المثل مىشود واجرت أو آنگاه لازم مىشود كه أو را تسليم مالك نمايد پس اگر بدر خانه مالك رساند وهنوز تسليم أو نكرده باشد كه بگريزد مستحق اجرت نمىشود واگر پيش از تسليم بميرد بعضي از مجتهدين برآنند كه مستحق اجرت مىشود واگر شخصي گم شده كسى را بياورد بي آنكه صيغه واقع شده باشد مستحق چيزى نمىشود ولازم است برو رسانيدن آن به مالك أو واگر با وقوع صيغه زيادة از يك كس بياورند همه در اجرت برابر شريكند مگر آنكه