شود نايب گرفتن واجب نيست وحج در ذمت وقتي مستقر شود كه شخصي با وجود استطاعت
رفتن به حج حج را تأخير كند تا آنقدر وقت بگذرد كه گنجايش حج بجا آوردن داشته باشد
پس اگر بعد از استطاعت وقبل از گذشتن مدت مذكور فوت شود حج ساقط است
ونايب گرفتن لازم نيست واجرت حج مقدم است بر ميراث وحكم ساير قروض دارد پس
هر گاه ميت مشغول الذمة باشد به حج وقرض نيز داشته باشد واجب است كه أول اجرت
المثل حج وقرض را از متروكات وافيه أو بيرون كنند وآنچه بعد از آن بماند به وارث مىرسد
واگر چيزى نماند از متروكات أو چيزى به وارث نمىرسد وهمچنين اگر همه متروكات أو مساوى
اجرت المثل حج باشد كل متروكات أو را به اجرت حج بايد داد ووارث از متروكات أو محروم
مىشود وهر گاه شخصي تبرع نمايد وبي اجرت به نيابت ميت حج بجا آورد در اين صورت حج از
ذمه ميت ساقط مىشود ولازم نيست كه نايب به جهت أو بگيرند وهمچنين اگر شخصي به
تبرع از مال خود شخصي را به اجاره بگيرد كه به نيابت آن ميت حج كند وبدان كه ميانه مجتهدين
خلاف است در آنكه نايب از كجا متوجه حج شود بعضي برآنند كه از آنجا كه فوت شده واجب
است متوجه حج شود وبعضي برآنند كه توجه از ميقات كافيست وبعضي برآنند كه اگر
متروكات ميت وفا كند از محل فوت متوجه شود واگر به آن وفا نكند از ميقات واين
قول به صواب نزديكتر است وظاهر قول دوم به اين قول باز مىگردد واگر حج در ذمه شخصي
مستقر شده باشد اما بواسطة مانعى كه بعد از استقرار به هم رسد مثل بيمارى يا خوف
از دشمن نتواند به حج رفتن واجبست كه شخصي را به اجاره بگيرد كه به نيابت أو حج كند هر گاه
اميد آن نداشته باشد كه مانع بر طرف شود والا بر أو واجبست كه خود حج كند واگر بعد از
آنكه نايب به نيابت أو حج گذارده باشد مانع أو بر طرف شود بر أو واجب است كه خود حج
كند وحج كه نايب أو كرده كافى نيست اما اگر حج گذاردن بر أو واجب شده باشد وقبل
از آنكه در ذمه أو مستقر شود أو را مانعى از رفتن به حج پيش آيد در اين صورت در وجوب
نايب گرفتن ميانه مجتهدين خلاف است بعضي برآنند كه حكم شخصي دارد كه أو را بعد از
استقرار حج مانعى به هم رسد وبعضي برآنند كه از اين شخص حج ساقط است ما دام كه مانع باقي
باشد نايب گرفتن واجب نيست خواه اميد بر طرف شدن مانع داشته باشد وخواه نداشته
باشد وأقرب قول أول است فصل دوم در بيان شروطى چند در نيابت حج معتبر است
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٣٥