و به سعال شديد برآيد و رنگ او سياه يا كبود يا زرد باشد و بوى ناخوش دارد .
چون از ذكر لواحقات ضروريه فارغ شديم به ذكر متن مىپردازيم :
المقالة الخامسة في تدبير الأصحاء و علاج المرضى على وجه كلّي
مقاله پنجم ثابت است در تدبير تندرستان و معالجهء بيماران بر وجه كلى .
پوشيده نماند كه اطبا كلهم جزو عملى را بدين دو قسم توزيع كردهاند ، زيرا كه علم تدبير ابدان صحيحه را علم صحت مىخوانند و علم تدبير ابدان مريضه را علم علاج مىنامند .
و شك نيست كه تقسيم اين مبحث به دو قسم به طور شيخ و جز آن كه ميان صحت و مرض واسطه اثبات نمىكنند بلا تأويل راست مىآيد .
اما آنان كه قائل به حالت متوسط لا محاله مركب است از صحت و مرض ، پس تدبير وى نيز در تدبير صحت و مرض داخل باشد يا معرا است از صحت در غايت و مرض در غايت ، پس علم به تدبير او داخل است در علم تدبير ابدان ضعيفه .
بالجمله به هر وجه تقسيم اين مبحث محصور به دو قسم بود و بر اين تقدير آنچه بعضى ايراد كردهاند كه چون حالت بدن سه گونه است تدبير آن نيز مىبايست كه سه قسم مىشود مرتفع گردد .
انتباه
بايد دانست كه حفظ صحت حاصل نمىتواند شد مگر در كسى كه پنج خصلت داشته باشد :
يكى آن كه عارف به قوانين طب بود يا سامع و مطيع طبيب دانا دايم باشد .
دوم آن كه دولتمند بود و صاحب حكم تا از اغذيه لطيفه و ادويه نفيسه كه حافظه قوى و ارواحاند چون مرواريد و ياقوت و امثال آن هر چه در كار شود زود مهيا گردد .
سوم آن كه فارغ البال بود و محكوم كسى نباشد تا هر چيز بر وقت حاجتش به كار تواند بست .
چهارم آن كه بخيل و تنگدل نبود و محب نفس و صحت باشد تا هر چه زود از مزخرفات دنيوى بر خود صرف كند باك ندارد .
پنجم آن كه حريص شهوات نبود و ضابطه بر نفس و راسخ در عزم باشد تا هر چه واجب الترك است قطعا ميل بدان نكند و آنچه ضرورى الاستعمال است هرگز ترك وى ننمايد .
و شك نيست كه اجتماع اين خصال در يك شخص كمتر يافته مىشود ، لهذا حفظ صحت على ما ينبغى صورت نمىبندد كما لا يخفى .
اكنون دريابند كه علم حفظ صحت منقسم مىشود به سه چيز حسب احوال صحت ، بهر آن كه صحت از سه وجه بيرون نيست :
يكى آن كه در غايت كمال بود .
و دوم آن كه از غايت كمال تنزل نموده باشد .
سوم آن كه ناقص بود ، از غايت كمال بعيد باشد .
علم تدبير قسم اول را علم تقدم الحفظ خوانند . و علم تدبير قسم ثانى را علم حفظ صحت نامند خاصه . و علم تدبير قسم ثالث را مسمى به علم تدابير ابدان ضعيفه دارند ، نظير وى تدبير مشائخ و سائر ضعيف بدنان است .
و بدانند كه لفظ حفظ اگرچه فى الحقيقة قسم ثانى است چنانچه گفته شد ، ليكن بر سبيل مجاز بر هر سه قسم اطلاق مىكنند بهر آنكه مقصود از جمله حفظ صحت است به هر وجه كه باشد ، لهذا در اصطلاح اطبا اطلاق او بر مجموع بنا بر شيوع حكم حقيقت پيدا كرده .
و هي تشتمل على فصول و اين مقاله متضمن مىشود بر فصلها .
الفصل الأول في تدبير المأكول و المشروب
فصل نخستين از مقالهء پنجم ثابت است در تدبير خوردنيها و نوشيدنيها
و در اينجا بعض چيزها كه ذكر آن در اين محل ضرورى است