پايتخت خود كوچانيدند ، در اينجا زيست داشتند تا نشاط متولّد شد .
ميرزا عبد الوهاب در اصفهان تحصيلات خود را تكميل نمود مانند طب و غيره . زبان تركى و عربى و فارسى را خوب مىدانست و به هر سه زبان نظم و نثر رسائل منشيانه به اسلوب آن زمان نوشته . خط نستعليق و شكسته را پاكيزه مىنوشته ، استيلاى او در فن انشا و خوشخطى وقتى گوشزد فتحعلى شاه شد ، او را به طهران احضار كرد و منصب انشاى رسائل خود را به عهدهء او گذارد ، و لقب معتمد الدوله به او داد . 202
ايّام توقّف اصفهان به سبب مخارج زياد و بخششهايى كه مىنموده و همواره منزل او انجمن شعرا و دانشمندان بود ، سى هزار تومان مقروض شده بود كه فتحعلى شاه اوّل قروض او را ادا كرد .
در هر هفته ، يك غزل جهت فتحعلى شاه گفته با بشقابى نبات مىفرستاد .
در هزار و دويست و چهل و چهار وفات كرد .
از اوست :
بزم غيب از شمع دانش چون منوّر داشتند * پردهداران صفاتش پرده بر در داشتند
خواست بر نامحرمان پيدا شود حسن ازل * محرمانش صد ره از اوّل نهانتر داشتند
شاهدان غيب را دارند اطوار ظهور * رويشان پس در ظهور خويش مضمر داشتند
و نيز :
طاعت از دست نيايد گنهى بايد كرد * در دل دوست به هر حيله رهى بايد كرد