جزو نوشتهجات او باقى است كه ظاهر مىسازد در اين كار دستى داشته . در منزل خود جمعى مريد داشته . به او اقتدا مىكردند و جماعت مىگذارده است ، حالت حُدبه در گروه او بود . موقعى كه شاهزاده وزير علوم در ركاب ناصر الدّين شاه به اصفهان مىآيد ، تصادفا در مقبرهء امامجمعه با او ملاقات مىكند ، ابتدا به واسطهء وضع خلقتى و لباس و عمامه مندرس و محلّ ايشان به طور بىاعتنايى با او رفتار كرده و اتّفاقا سؤال متفرقه از او مىكند . سلاست جواب باعث جلب توجّه او شده ، سؤالات را امتداد مىدهد و از مسايل علميه پرسش مىكند ، بالاخره آن نظر حقارت اوليه مبدل به فريفتگى و احترام و تعظيم به او مىگردد . حتى خواسته بود كه براى پارهاى تدريسات و پارهاى مقامات ، او را به طهران ببرد . ملّا حسين از جهت وارستگى كه داشته قبول نمىكند . وزير علوم از براى تدريس و معلّمى كه از او توقع داشته است معرفى ديگرى را مىخواهد و ملّا على محمد اصفهانى پدر نجم الدوله را معرفى مىكند ، و از براى ملّاباشىگرى ميرزا حسين پسر ملّا نصير هزارجريبى را معرفى مىكند كه هر دو را همراه طهران مىبرد . ملّا حسين در مقبره امامجمعه مدفون است .
ملّا حسين ملّا ولى اللّه ، ملّا محمّد تقى هراتى و ميرزا حسين تاج از بزرگان دانشمندان و علماى زمان خود بودهاند . مير سيّد محمّد امامجمعه متكفّل مخارج آنها بوده و نسبت محرميّتى به او داشتند . موقعى كه سيّد على محمد شيرازى معروف به باب ، در منزل مير سيّد محمّد ميهمان بود ، اين چند نفر از طرف مير سيّد محمّد پذيرايى او را مىكردند و ملازم او بودند . وقتى سيّد على محمّد از اصفهان حركت نمود ، ملّا محمّد تقى و ميرزا حسين به مصاحبت او رفتند ، ميرزا حسين كاملا ارادت پيدا كرد و ديگر مراجعت به اصفهان ننمود . ملّا محمّد تقى ابتدا فريفته شده بود ، ليكن پس از چندى مراجعت نزد مير سيّد محمّد نمود و اظهار پشيمانى داشت و مىگفته بود كه شهرت و بستگى من به شما -
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 519
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٥١٩