آن مقنّى ملكى چاه زنخدان تو كند * بوسه بر تيشه و بر بيل و كلنگش مىباد
و نيز :
آسايش تن ، غافلم از ذكر خدا كرد * هموارى اين راه ، مرا سربههوا كرد
ملّا محراب
موطن ، اصفهان . از تلامذهء آقا محمّد بيدآبادى بوده و طرف ارادت و معروف به پارهاى فضائل بوده و در حكمت و عرفان مقامى بلند حاصل نمود و در مرتبهء زهد و تدريس علوم ، خصوص معقول در زمان خود شهرتى داشته و معروف بوده به وحدت وجودى . گويند زمانى ملّا كاظم نامى هزارجريبى - كه ازبس لعن صوفيه را مىنموده معروف بوده به كاظم لعنتى - در كربلا در حضور خود ملّا محراب كه او را نمىشناخته ملّا محراب را لعن مىكرده ، ملّا محراب به او گفته اين مرد كيست كه او را لعن مىكنى و سبب لعن او چيست ؟ گفت اين ملّا محراب اصفهانى كه قايل به وحدت واجب الوجود است . ملّا محراب گفت :
پس او را لعن كن تا از اين اعتقاد برگردد !
ملّا كاظم شنيده بود كه صوفيه قايل به وحدت وجود هستند ، او فرق ميان وحدت وجود و وحدت واجب الوجود نگذارده او را لعن كرده [ است ] .
وفات ملّا محراب در سنهء هزار و دويست و هفده ، و اولاد دخترى او در سبزوار هستند كه در طرايق ، نامى از آنها برده . قبرش در تخت پولاد تكيهء آميرزا محمّد چهارسوقى است .