مصاحب نايينى
از اهل نايين و از اساتيد رمل شمرده شده و با هفتاد سال عمر طبع مزّاحى داشته و از اين قصيدهء او كه در السنه و افواه مشهور است ، حالات او معلوم مىگردد . مطلع :
به كوچهاى گذرم بود چون نسيم سحر * فتاده در ره من عكس ماهى از منظر
الى آخر الهزليات چنانچه خود گفته :
حكيم سوزنى از گفته منفعل گردد * اگر كند به سمرقند ، اين قصيده گذر « * »
مظفر بن احمد طبيب
از اصفهان به شام رفت كامل گشت ، ايّام ملكشاه به اصفهان مراجعت كرد . وقتى دلتنگ شد ، اين اشعار را گفته است :
هى تربتى لكنّنى فا رقتها * طفلا و لم اعبق بلوم ترابها
شبّانها ككهولها و كهولها * كشيوخها و شيوخها ككلابها
اذا لم يكن لى منك جاه و لا غنى * و لا عند ما يغتالنى الدهر موئل
فكلّ سلام لى عليك تكرّم * و كلّ التفات لى اليك تفضّل « * * »
مظلوم
اسمش حاجى محمّد هاشم خان . از ساكنين محلهء لنبان اصفهان . از طايفهء بختيارى و لر كوچك است كه در اصفهان سكونت نمودند . در اوايل جوانى به
هامش
( * ) مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 1 ، ص 70 .
( * * ) تاريخ الحكماء ، ص 447 .