مىدادند . چند نفر را از دولتآباد برخوار « * » اجير كرده بودند كه هر نقطه ، نعش فقيرى را ببيند برداشته ببرند ، پس از تغسيل و تكفين ، دفن نمايند .
عيال ايشان منحصر به همان صبيّهء مرحوم خان بابا خان بود و شش نفر اولاد ذكور و سه اناث از آن مرحومه دارند . فرزند اكبر ارشد ايشان آقاى ميرزا مهدى خان عماد السلطنه است كه داراى اخلاق حسنه و صفات حميده و كمالات صورى و معنوى مىباشند و در دوره چهارم و پنجم و ششم اهالى اصفهان معزى اليه را نماينده خود و به دارالشوراى كبرى فرستادند و چندى وزارت معارف و مدتى به وزارت جليله عدليه مشغول و فعلا وزارت جليلهء داخله را عهده دارند و شرح خدمات معزى اليه به دولت و ملت در محل خود ذكر خواهد شد .
بعد از مراجعت از مكّهء معظمه كه تاكنون ، هفده سال است ، اوايل مرحوم شاهزاده و بعد از طرف دولت ، اولياى امور كرارا اصرار كردند كه وارد در كارى شوند . حتى حكم فرمانفرمايى اصفهان و مضافات را جهت ايشان فرستادند ، آنچه اصرار كردند ، بر شدّت انكار افزودند و بهطور حقيقت كنارهگيرى و گوشهنشينى را اختيار فرموده ، اغلب اوقات خود را به تدريس و مطالعه كتب اخبار و احاديث ائمهء اطهار صلوات اللّه عليهم صرف مىنمايند . اغلب مجالسشان به مذاكرات علمى و بىاعتبارى دنيا خاتمه پيدا مىكند . بااينحال هم در قضا و حوايج اخوان خوددارى ندارند . اتّفاق نيفتاده كسى حاجتى عرضه دارد و بهقدر وسع و امكان مساعدت و همراهى نفرمايند 184 .
هامش
( * ) در اصل بلخار