محمّد بن يعقوب ناصح
از شاگردان تغلب و مبرّد و اقران ابن درستويه بوده و اشعار ابو البخترى را انشاد مىكرده و از بشر بن موسى و غيره استماع حديث نموده و با برادران خود احمد بن يعقوب نزيل نيشابور بودهاند و در سنهء سيصد و چهل و سه وفات كرده .
محمّد بن يوسف بن سعدان
كنيهء او ابو عبد اللّه ، با آنكه از سيصد شيخ روايت داشته و از علماى ظاهر بوده ، بالاخره فقر و ارادت و خلوت را اختيار نموده ، پياده به مكّه رفته و در آنجا حالات غريبى از او نوشتهاند ؛ از جمله در مكّه بسيار دعا مىكرده : " يا رب دل مرا به خود آشنايى ده يا جان مرا بستان ، مرا بىشناخت تو حاجت به جان نيست " . در خواب مىبيند كسى به او گفت : يك ماه روزهدار و با كسى سخن مگوى ، پس به زمزم درآى و حاجت خواه . [ او مىگويد ] پس از يك ماه چون به زمزم درآمدم صدايى شنيدم كه يا ابن يوسف ، يكى از دو كار اختيار نما ، يا دانش با توانگرى ، يا معرفت با تنگدستى . و من معرفت و تنگدستى را از خداى خواستم و به من مرحمت فرمود .
در قرن سوم هجرى وفات نمود و در سمت محلّه خواجو ، محلّه [ اى ] به اسم شيخ يوسف بوده و هست كه مقبرهء او در آنجا بوده ، و عوام آن را شيخ سبناء مىگفتهاند . در اين اواخر - قرن سيزدهم - هم به حكم يكى از علماى بزرگ تكيه و گنبد او خراب شد و مصالح آن صرف بناى مسجد جديدى گرديد .
روزها را به بنّايى اشتغال داشته ، كمى از اجرت خود را خود مصرف مىكرده باقى را به مستحقين انفاق مىداشته . و با اين وصف روزى هم يكبار قرآن را ختم مىكرده ، شبها را به كوه مىرفته جهت مناجات . معاصر با جنيد بغدادى بود و جنيد او را مىستوده . على بن سهل مدفون در دروازه طوقچى از