سبب اطّلاعاتى كه از اوضاع املاك اصفهان داشته ، و در اين تاريخ متعاقب قحطىها و ناامنىها ، قيمت ملك تنزل داشته ، ظل السلطان را ترغيب مىكند به خريدن ملك ، كه بعدها ظل السلطان داراى املاك زياد شد . ولى خود آميرزا مهدى گرفتار سوءاثر اين اقدامات شد و زمان ممتدى را به شكايت از ظل السلطان در دربار ناصر الدّين شاه بدون ترتيب اثرى گذرانيد . خانوادهء ملا هاشم در اصفهان حاليّه معروف هستند و هنوز هم بعضى از آنها داراى همان سبك چيزنويسى مىباشند .
آقا هادى مترجم
فرزند ملا محمّد صالح مازندرانى . او را مترجم گويند به سبب آنكه چندين كتاب عربى متداوله ميانهء طلاب را به فارسى ترجمه نموده بود . مانند :
شافيه متن شرح نظام ، كافيه متن شرح جامى ، معالم ، صحيفه سجاديه ، شرح شمسيه و ترجمه قرآن متضمن شأن نزول آيات و بد و نيك استخاره آنها .
ملّا عبد الكريم گزى در " تذكره القبور اصفهان " نوشته در ذيل صاحب ترجمه كه : گويند وقتى مرضى ، او را عارض شد سكتهمانند كه يقين به مرگ او حاصل كردند و او را دفن ساختند و احتياطا سوراخى جهت قبر او گذارده بودند .
اتّفاقا هوش آمده در قبر دادوفرياد مىكند ، شتر ساربانى از صداى او رم نموده ساربان ملتفت مىگردد و اولياى او را خبر كرده او را بيرون مىآورند . در آن موقع گرفتارى زير قبر نذر كرده بود كه اگر نجات يافت ترجمهاى قرآن بنويسد و نوشت . « * » نظير اين حكايت نيز به ملا فتح اللّه نسبت داده شده ، با اين اختلاف كه موقع هوش آمدن زندهبهگور ، مصادف مىشود با وقتى كه يك نفر كفندزد قبر
هامش
( * ) تذكره القبور ، ص 72 .