تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
رسانيد . در شب زفاف هنگامى كه آمنه خاتون روى خود را گشود و ملّا محمّد صالح نگاه كرد متوجّه شد به زاويه ديوار اطاق و قدرى شكر كرده و مشغول مطالعه شد . اتّفاقا ملا محمّد صالح با مسأله مشكلى تصادف نمود كه نتوانست حل كند و آمنه خاتون اين اشكال را احساس نمود از روى حس فراست . همين‌كه ملّا محمّد صالح براى مباحثه و تدريس از منزل بيرون رفت ، آمنه خاتون به كتاب مراجعه كرده ، مسأله مشكله را با شرح مبسوطى حل نموده و تفصيل را نوشته در محلّش گذاشت . شب هنگام مطالعه ، ملّا محمّد صالح از حل مشكل خود به دست زوجه‌اش مطلع شده ، سجده شكرى كرد و مشغول عبادت شد تا صبح ، شب سوم را نيز بدين منوال گذرانيد و با عروس خود صحبتى نكرد . آمنه خاتون اين قضيه را براى پدر خود حكايت نمود ، مجلسى به داماد اظهار داشت اگر عروس را نپسنديده‌اى ، ممكن است از براى تو ديگرى را تزويج كنم . داماد جواب داد انصراف من از او فقط براى اشتغال به شكرگزارى خداوند بوده است كه چنين نعمت بزرگى به من عطا كرده و نمىتوانم از عهده شكرش برآيم . ملّا محمّد صالح مىگفته است كه خداوند مرا حجت قرار داد جهت طلاب ، زيرا هيچ‌كس فقيرتر از من نبود كه مدت‌ها گذشت و نتوانستم چراغى براى خود روشن كنم و با اين وصف از چراغ بيت الخلاء استفاده كردم ، و در كمى حافظه و ذهن ، به مرتبه [ اى ] بودم كه اسم اولاد خود را گاهى فراموش مىكردم ، و با وصف آنكه پس از گذشتن سى سال از عمر مشغول تحصيل حروف تهجى شدم باز به چنين مقامى نايل گشتم . ملا محمّد صالح اولاد زيادى داشته كه از جمله آن‌ها آقا نور الدّين پدر زوجه محمّد اكمل مىباشد . محمّد اكمل پدر آقا [ محمّد ] باقر بهبهانى است . وفاتش سنهء هزار و هشتاد و شش ، قبرش در بقعهء مجلسى .