تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
بعد از متوكل ، از اولاد او روگردان شده نزد يعقوب صفار رفت و يعقوب از او احترام و اكرامى ، نمود ، كه مقدّم بر همه سرداران شد ، و تا اينكه سرداران حسد از او برده ، نزد يعقوب سعايت كردند كه با موفق ، محرمانه مراسلاتى دارد ، و يعقوب او را كشت . زمانى كه نزد يعقوب بوده است مكتوبى منظوم از يعقوب به معتمد نوشته كه مضامين آن دلالت كند كه يعقوب را عزيمت بوده است بر قطع سلطنت عرب و تجديد دورهء سلطنت عجم و تعريض بر فتوحات مسلمين .

مجد الدّين همگر شيرازى

به مناسبت خواجه بهاء الدّين فرزند صاحب ديوان به اصفهان آمده ، مدتى توقّف و زيست نموده و منادمت او را اختيار كرده ، و قبلا نزد اتابكان فارس مقام ملك‌الشعرايى داشته . از اوست :
افسانه شهر ، قصهء مشكل ماست * ديوانه دهر ، اين دل بىحاصل ماست بر ما نكند رحم اگر دل ، دل توست * وز تو نشود سير اگر دل ، دل ماست

خانواده مجلسى

خانواده مجلسى از قرارى كه معلوم مىگردد از قديم ساكن اصفهان بوده‌اند ، زيرا يكى از اجداد آن‌ها حافظ « * » ابو نعيم بوده است و ديگرى شيخ يوسف بناء ، هر دو از اعيان اصفهان و مدفون در آن [ شهر ] مىباشند . ليكن ملّا محمّد تقى مجلسى در امضاى خود ، جبل عاملى مىنويسد ، و تصوّر مىگردد اين نسبت از طرف مادر او كه دختر ملّا درويش محمّد نطنزى بوده و آن هم امضاى
هامش
( * ) ر . ك : شرح حال " حافظ ابو نعيم " از همين تأليف .
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 476 | مير سيد على جناب