تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
و نيز از اوست :
اهل دل كى ز پى سلطنت و جاه رود * كيست از تخت فروآيد و در چاه رود
و نيز :
بود كلام ششمم به صفحه صفحهء دل * به سينه‌ام دل صدپاره ، مصحف بغلى است .
وفات عبد الباقى دانشمند در اوايل مائه يازده واقع گرديد .

عبد الجبّار و درويش عبدى

دو شاگرد برومند مير عماد و از مردم اصفهان بودند . مدّت‌ها نزد مير عماد شاگردى كردند تا شهرت استادى يافتند . مرقّعات آن‌ها ، زينت كتابخانه‌هاى خارجه مىباشد . درويش عبدى به لباس اهل فقر مىزيست و سياحت مىكرد . وقتى به اسلامبول رسيد اركان دولت سلطان مراد خان چهارم - سلطان عثمانى - او را مكرم داشتند و محمّد پاشا صدراعظم عثمانى از درويش عبدى خواهش نوشتن شاهنامه كرد و در كمال نفاست و زيبايى نگاشت و در اسلامبول هزار و پنجاه و هفت وفات كرد . عبد الجبار در اصفهان وطن خود در هزار و شصت و پنج درگذشت . « * »

عذرى

اسمش اسحاق بيك ، برادر كهتر آذر بيگدلى . شاعرى عشق‌باز و طبعى باز
هامش
( * ) پيدايش خط و خطاطان ، ص 202 - 199 .