ز غم سوسن شد آزاد و رها از بند هجران شد * كه در وصف نگارين دهزبان گشت و ثناخوان شد
شيخ ابو مسعود
ابن فرات رازى صاحب عنوان در اصفهان داراى مقبره معروفى است كه محله اطراف او به همين اسم - چهارسوق درب شيخ - ناميده مىشود .
اين شخص از علما و عرفا و روات اخبارى بزرگ رى در زمان خود بوده .
وقتى را به عزم [ حجّ ، از ] اصفهان عبور مىكند كه در اصفهان نسبت به خانوادهء رسالت علنا دشمنى مىكردهاند ، در نظر شيخ ، رفع اين عادت زشت از اهالى اصفهان مقدّم بر رفت حج آمد و اقامت نمود . شيخ كه اهل منبر بوده گفتگوى خود را بر سر منبر منحصر مىسازد تا چند ماه به ذكر اخبار و فضائل يكى از اصحاب حضرت پيغمبر ( ص ) به اينطور كه يكى از صحابهء پيغمبر ( ص ) را خداوند در قرآن چندجا ستوده و آيه
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ
و غيره را تفسير و بيان مىكند بدون تشخيص اسم ، و بعد اخبار و حكاياتى از حضرت پيغمبر ( ص ) نسبت به همان شخص صحابه و بعد حكايات محبتآميزى از ابو بكر و بعد از عمر و بعد از عثمان و بعد از ساير اصحاب تا شش ماه ذكر مىنمايد بدون آنكه تصريح به اسم نموده باشد ، و هروقت مردم اسم آن شخص را از او خواستند از تعيين طفره مىزد ، تا حرص مردم به شنيدن اسم آن شخص صاحب فضائل زياد شد و شيخ اطمينان حاصل نمود اسم حضرت امير على عليه السلام را ظاهر ساخت ، كه مردم در آنوقت اظهار ندامت از گذشتهء خود كردند و به تدريج مردم اصفهان را از آن حالت برگردانيد .
از حالات حياتيهء اين مرد بزرگ بيش از اين شنيده نشده و ليكن احترامات مردم نسبت به مقبرهء او طورى بوده [ كه ] تا اين اواخر روزهاى پنجشنبه و جمعه