حال احتساب ممالك با او بوده ، آخر الامر به هندوستان رفته مناصب بلند يافته .
از اوست :
روزى خود مىخورد ، هركه در اين عالم است * واسطه شو ، خوشنماست مفت ، كرم داشتن
آمير سيّد محمّد شهشهانى
در مسجد ذو الفقار امامت مىكرد و هميشه اوقات شبانهروز را صرف مطالعه و تأليف مىنموده و معاشرت با كسى نداشت . به اين سبب خود را اعلم اهل زمان تصوّر مىنمود ، بلكه معتقد بوده است كه غير از شاگردان محضر او ، اهل علمى نيست ، چنانچه وقتى هلال عيد شوال به اشكال ديده شده بود و عده قليلى كه ديده بودند ، نزد حاج شيخ محمّد باقر [ نجفى ] شهادت داده بودند و ثابت شده بود ، و حكومت اصفهان هم برحسب حكم او عيد گرفته بود ، مردم هم متابعت و افطار كردند . به اين سبب ، و هم اينكه اهل اصفهان غير از او ديگرى را هم مجتهد و متتبّع مىدانند فوقالعاده متأثر شده بود . روى منبر مىرود و به كسانى كه عيد گرفتهاند و افطار كردهاند مخصوصا حكومت اصفهان را نفرين مىكند ، و اظهار مىدارد كه يك نفر و نصفى مجتهد بيشتر نيست يكى منم و نصفى ، حاج ميرزا بديع شاگرد من .
تحصيل او نزد حاجى كلباسى شده است . كتابهاى ملكى خود را وقف كرده ، و جهت مخارج و نشر استنساخ كتابهاى تأليفيه خود مختصر ملكى كه داشته است وقف نموده و تحاشى داشته از اينكه كتابهاى او را طبع نمايند . 120 مقبرهء او در ابتداى قبرستان تخت پولاد در تكيهاى كه به اسم خود اوست در وسط گنبدى كه بالاى او ساخته شده معروف است . 121