دعوت به ميهمانى از او مىشد و همه را اجابت مىنمود كه ندرتا در منزل خود كه يكى از حجرات مدرسه نيمآورد بود ناهار يا شامى صرف مىكرد . اتّفاقا اگر منزل خود غذايى مىخورد چون فراغت تدارك آن را نداشت به مختصر ماحضرى و لو نان خالى بيات شده بود قناعت مىكرد .
در موقع مرافعه به منزل مدعى يا مدعى عليه بىمضايقه به مهمانى مىرفت و به همين سبب ملاطفت كه نسبت به دوطرف ظاهر مىساخت غالبا خشم آنها را فرومىنشانيد و كار را به اصلاح مىگذرانيد . با وجود آنكه مهام قضاياى اختلافى اصفهان و اطراف به اقدامات او فيصله يافت و هم از بابت وجوهات و موقوفات مبلغ گزافى در سال به توسط او صرف مىشد ، هنگام وفات غير از چند جلد كتاب از او تركه نماند .
تدريس فقه و اصول او همهوقت با اهميّت و پرجمعيّت بود ، ضمنا ملتزم بود كه رسالهء " نجات العباد " را محض انتفاع عامّه همهروزه تدريس نمايد و اين كار در نظرها اهميّتى داشت ، چنانچه جمعيتى هم از اين راه استفاده مىكردند .
خوشصحبتى و اخلاق نيك او در معاشرت با همه طبقات خصوص عوام كه هميشه مجلس خود را به اشعار و حكايات مضحك به طرب مىآورد بيش از هر چيزى جلب قلوب مىساخت .
وفات او كه در سال هزار و سيصد و سى و نه واقع شد و مكشوف گرديد كه با مقدمات سابقه متروكات نگذارده بيشتر از ايّام حيات ، اهالى اصفهان را به او ارادتمند ساخت . مقبرهء او در تخت پولاد در تكيهء كازرونى « * » است .
هامش
( * ) در اصل تكيهء كازرانى