تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1525

مساهمون:

ص١٥٢٥
گاهى شعرى مىفرموده از آن جمله است :
آواز بود هر دو ولى فرق بسى است * با نالهء جانسوز نى افغان جرس را
* * *
ز يك خشت و گل آخر خانه كردند * چرا آن كعبه اين بتخانه كردند
* * *
از دير و حرم باشدشان روى به مقصد * زاهد ز رهى پير خرابات ز راهى

1017 ناظر مازندرانى

اسمش ميرزا طاهر در خدمت نواب محمد تقى ميرزا اين منصب داشته از منسوبان صاحب ديوان ميرزا محمد تقى علىآبادى رحمه اللّه تعالى بوده چندى هم در خدمت ملك‌آرا ملازمت نموده از او مىباشد :
وفا از نيكوان جستن همانا * سراغ آب حيوان از سرابست
* * *
سيم خود از سنگ خيزد اينك از اعجاز حسن * سنگ در سيم آن نگار سيم‌تن مىپرورد
* * *
هنگامهء رستخيز خواهى * بنما رخ و محشرى به پا كن تا غير به روز ما نخندد * روزى دو به هجرش آشنا كن شكايت شب هجران چگونه باز شمارم * كه دارد آن به درازى ز زلف دوست نشانى