421 نظام اصفهانى
به نظام الدّين قمرى ملقب است و صاحب عرفات او را از مداحان ملوك صاعديه و از معاصرين كمال و اثير اومانى نوشته و گويد مداحى ابو بكر سعد زنگى نيز كرده و گويد دو هزار بيت ديوان او را ديدهام و برخى از اشعارش را ثبت كرده فقير تابع قول او شده به همينقدر از آثارش قناعت كرده به ثبت اشعارش پرداخت :
من قصائده
فغان از گردش اين چرخ دروا * نفير از روزگار بىمواسا
مدارا چند شايد كرد با بخت * به زير اين سپهر بىمدارا
دل خود كرده با صد كام پيوست * درين خوارى كجا باشد شكيبا
عقيقين اشك بر بيجاده بارم * ز جور دور اين پنگان مينا
نه كارى دارم از گيتى بسامان * نه عيشى دارم از گردون مهنا
ندارم راحتى از فضل و دانش * سزد گر جويم از دانش تبرا
چو مقصودى ز يارى نيست حاصل * بر من چه صفاهان چه بخارا
تو گويى مادر ايام هردم * همىزايد همى آزار دانا
ز گردون و ز جورش چند نالم * چرا دارم چنين بيهوده غوغا
روم خاك درى بوسم كه دولت * هميشه دارد آنجا جا و ملجا
و له ايضا
خمر خوشتر هزار بار ز آب * و من الخمر كل شيخ شاب
مى خورم مى خورم كه غم ببرد * چند دارم روان به رنج و عذاب
چون شوم مست و بىخبر افتم * نه خطا آيد از من و نه صواب
روز محشر به موقف عرصات * نه گنه دامنم كشد نه ثواب