اى دايهء حسن پروريده به برت * مه بندهء تاب روى خورشيد فرت
هرگز نبرم گمان كه كس بربندد * طرف از كه سيمين تو الا كمرت
422 ناصر كاشى
اسمش ناصر الدّين بوده از اماجد فضلا و اعاظم شعراى متقدمين است . ارباب تذكره از او توصيف بسيارى نوشتهاند به اين چند بيت تجديد مقالش مىشود ازوست :
ز دار ملك جهان روى دركشيد وفا * چنان كز او نرسد هيچگونه بوى به ما
دو چيز هست كه جز نام ازو نشانى نيست * وفاى عهد درين عهد و سايهء عنقا
* * *
با زلف تاب داده چون شام مظلمى * با طلعت خجسته چون صبح انورى
اى سقف لاجورد كه در هر شبى دو روز * زير و زبر شوى مزن اين لاف برترى
زين آستان خاكى طبعم ملول شد * اى مرغ روح وقت نيامد كه برپرى
صراف آفرينش گويى نثار كرد * بر نطع چرخ صرهء دينار جعفرى
423 ناصر نسوى
عالمى فاضل بوده و مداحى سلطان محمد بن محمود سلجوقى را مىنموده طبع متين داشته و لواى شاعرى مىافراشته محمد عوفى او را ستوده و تمجيد نموده از اشعار او نوشته شد :
هر كو ز سر بخت خلاف آرد با شاه * افتد ز سر تخت نگونسار فرو چاه
بدخواه و نكوخواه ملك زين ظفر و فتح * از ماه به ماهى شد و از ماهى بر ماه