نرگس تازه چو چاه ذقنى شد به مثل * گر بود چاه ز دينار و ز نقره ذقنا
چونكه زرّين قدحى بر كف سيمين صنمى * يا درفشنده چراغى به ميان پرنا
آن گل نار بكردار كفى شبرم سرخ * بسته اندر بر او لختى مشك ختنا
آن گل سوسن مانندهء جامى ز لبن * ريخته معصفر سوده ميان لبنا
ارغوان بر طرف شاخ تو پندارى راست * مرغكانند عقيقين زده بر بابزنا
لاله چون مريخ اندر شده لختى به كسوف * گل دو روى چو بر ماه سهيل يمنا
ثوب عنّابى گشته سلب قوس قزح * سندس رومى گشته سلب ياسمنا
سال امسالين نوروز طربناكتر است * پار و پيرار همىديدمش اندوهگنا
اين طربناكى و چالاكى او هست كنون * از موافق شدن دولت بابو الحسنا
و له ايضا
چو از زلف شب باز شد تابها * فرومرد قنديل محرابها
سپيدهدم از بيم سرماى سخت * بپوشيد بر كوه سنجابها
به مىخوارگان ساقى آواز داد * فكنده به زلف اندرون تابها
به بانك نخستين ازين خواب خوش * بجستيم ما همچو طبطابها
عصير جوانه هنوز از قدح * همىزد به تعجيل پرتابها
از آواز ما خفته همسايگان * بىآرام گشتند در خوابها
برافتاد بر طرف ديوار من * ز بگمازها نور مهتابها
منجّم به بام آمد از نور مى * گرفت ارتفاع سطرلابها
و له ايضا
در خمار مى دوشينم اى نيك حبيب * خون انگور دو ساليم بفرموده طبيب
خون انگور فرازآور يا خون مويز * كه مويز اى عجبى هست به انگور قريب
شود انگور زبيب آنگه كش خشك كنى * چون بياغارى انگور شود خشك زبيب
اين زبيب اى عجبا مردهء انگور بود * چون ورازنده كنى زنده شود اينت غريب