تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1810

مساهمون:

ص١٨١٠
ز تو گر بوسه‌يى خواهم به جان نفروشى و گويى * تو كى ديدى كه بوس ما چنين ارزان بها باشد

395 معين الملك اصمّ

و هو حسين بن على الاصم از كتّاب مقرّر سلطان سنجر و در همهء كمالات مشهّر بوده و شعر فارسى كمتر مىگفته بيشتر درّ ناب عربى مىسفته اين چند بيت از نتايج طبع اوست :
سگ درين روزگار بىفرجام * بر چنين مهترى شرف دارد در قلم داشتن فلاح نماند * خنك آن را كه چنگ و دف دارد

396 معنوى بخارايى

معنويّتى داشته حكيم طبع فرزانه سير قناعت‌گستر بوده در اواخر سامانيّه و اوايل ناصريّه ظهور نموده زياده ازين از حالش خبرى نيست اين دو قطعه به نام اوست :
بر خداى جهان توكّل كن * دار خرسند دل روان خوشنود كه ندارد به قسمت ازلى * نه تغافل زيان نه كوشش سود
* * *
هرچه آن بر تن تو زهر بود * بر تن مردمان مدار چو نوش ندهى داد داد كس مستان * انگبين خر مباش و زهرفروش