نه چرخند ليكن همه چرخ گردش * نه كوهند ليكن همه كوهپيكر
ازيشان بلا بر سر بدسگالان * وز ايشان تباهى بر اعداى ابتر
چو اندر هوا كوه بر قوم موسى * چو بر قوم عاد آيت باد صرصر
چنان گردد از عرضشان دشت گويى * بموج اندر آيد همى بحر اخضر
چو زنجير داود خرطوم ايشان * كه آويخته بد ز چرخ مدور
بگردون گردنده مانند وزيشان * جهان را هم از خير بهره هم از شر
ز گردون روان رجم تابنده انجم * ازيشان روان شلّ و تابنده خنجر
زمين كوه باشد چو آيند پيدا * چو اندر گذشتند چاه مقعر
بتك راه گيرند بر آب و آتش * بدندان بدرند پولاد و مرمر
دو نعمت بزرگ آمده در دو گيتى * ز دنيا كف تو ز فردوس كوثر
نشد جز به تو پادشاهى ستوده * نشد جز به تو شهريارى مشهر
ز بهر تو دولت نه تو بهر دولت * ز بهر سر افسر نه سر بهر افسر
ز هر مادهاى نرش فاضلتر آمد * ز اعداى تو ماده فاضلتر از نر
در مدح امير نصر بن ناصر الدّين گويد
غنودستند بر ماه منور * خط و زلفين آن مهروى دلبر
يكى را سنبل نورسته بالين * يكى را لالهء خود روى بستر
به روى و موى او بنگر كه بينى * بىآذر هر دوان را فعل آذر
يكى بيدود سال و ماه تيره * يكى بىنور روز و شب منور
مرا بهره دو چيز آمد ز گيتى * دل پاك و زبان مدحگستر
يكى بر مهر جانان وقف كردم * يكى بر مدح شاهنشاه كشور
مبارك دست او دوگونه ابرست * كشنده دشمنان و دوستپرور
يكى با تيغ و بارانش همه خون * يكى با بذل و بارانش همه زر
بروز رزم او بسيار بينى * گو لشكر شكار و گرد صفدر
يكى را زخم تيرش كرده بىجان * يكى را ضرب تيغش كرده بىسر