غنچه خندان ، يا دهانت ، يا مرا زخم جگر ؟ * نغمه خوش ، يا صوت تو ، يا نالههاى زار من ؟
* * *
ساغر مى شبانه با كه زدى ؟ * با رخ لالهرنگ آمدهاى
برنخيزى ، ز كوى او ، قدرت ! * چقدر پا به سنگ آمدهاى
* * *
تو را صد بار گفتم احترازى زين سيهچشمان * دلا ! آخر شهيد تيغ چشم سرمهسا گشتى
* * *
آه صحراى محبّت چه بلا پرخار است * قدرت ! امروز تو هم آبلهپا مىآيى
* * *
زنهار بوى گل نه تمنّا كند كسى * بند قبا اگر به چمن واكند كسى
تيغ تو ، آه ! سير كجا مىشود اگر * هر روز جان تازه مهيّا كند كسى ؟
* * *
چو به كام دشمن من قدح شراب كردى * دل من ز غصّه خون شد ، جگرم كباب كردى
دم نزع يارم آمد ، سيرش دمى نديدم * اجل ! از تو شكوه دارم كه چرا شتاب كردى ؟
* * *
از جلوهاى نماند بهجا هوش در كسى * يا رب ! چسان كند به رخ او نظر كسى ؟
* * *